از شعر نيمايي تا بهارستان-61

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

در مدرسه ي عشق:

 

در مجالي كه برايم باقي ست ،

باز همراه شما مدرسه اي مي سازم ،

كه در آن همواره ، اول صبح ،

به زباني ساده ،

مهر تدريس كنند ،

و بگويند خدا ،

خالق زيبايي ،

و سراينده ي عشق ،

آفريننده ي ماست .

مهرباني ست كه ما را ، به نكويي ،

دانايي ،

زيبايي ،

و به خود مي خواند . . .

 

 

مجتبي كاشاني

 

/ 1 نظر / 3 بازدید
صادق

سلام. چشم اين هم رباعی ديگر: ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست/ بی باده گلرنگ نمیباید زیست/ این سبزه که امروزه تماشاگه ماست/ تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست؟