لال شوم ، كور شوم ، كر شوم :

دست مزن ! چشم ، ببستم دو دست

راه مرو ! چشم ، دو پايم شكست

حرف مزن ! قطع نمودم سخن

نطق مكن ! چشم ، ببستم دهن

هيچ نفهم ! اين سخن عنوان مكن

خواهش نافهمي انسان مكن

لال شوم ، كور شوم ، كر شوم

ليك محال است كه من خر شوم

سيد اشرف الدين حسيني (نسيم شمال )

 

مهندس صابری ( ديد مهندسی ) : فوق‌العاده بود.

/ 2 نظر / 6 بازدید
رضا

سلام دوست عزیز در صورتی که شاعران اشعار زير را می دانيد لطفا تا آخر وقت جمعه۱۴/۹/۸۲ برایم به آدرس re_omidvar@yahoo.com اي ميل بزنيد. اگر ديگر دوستان نيز اطلاعي از اين اشعار دارند لطفا به من خبر دهند ۱- صد حيف كه ما پير جهانديده نبوديم //روزي كه رسيديم به ايام جواني 2- بوقت جواني بكن عيش زيرا // كه هنگام پيري بود ناتواني 3- جواني گفت پيري را چه تدبير // كه يار از من گريزد چون شوم پير // جوابش را داد پير نغز گفتار // كه در پيري تو هم بگريزي از يار 4- بودم جوان كه گفت مرا پير و استاد //فرصت غنيمت است، نبايد زدست داد يز