امید :

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

شاعری مدح کسی را گفت چیزی ندادش . هجوش کرد باز هم چیزی به او نداد و اعتنایی نکرد . پس به در خانه ی ممدوح نشست . آن مرد گفت : مدح کردی چیزی ندادم . هجو گفتی اعتنا نکردم . دیگر به چه امید اینجا نشسته ای ؟

گفت : به امید آنکه بمیری و برایت مرثیه بگویم !

/ 1 نظر / 2 بازدید
salam

به دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامی قائمشهر کمک کنيد