شعر طنز/ درختان خشک

.

چوب درختان خشک در نظر هوشیار
برگ کتابی است سبز با هدف انتشار

گرچه درختی است خشک، میوه ی آن چارفصل
های بزک جان نمیر! می رسد او با خیار

گاه نمایش شده، وقت همایش شده
باز نمایشگه است، جای قرار و مدار

هست غذاهای گرم، در چمنی سبز و نرم
روی زمین خرده چیپس، جلد پفک بیشمار

هست هوا داغ، لیک، هست یخ و آب و کیک
شارژ و نت و سیم کارت، چند کتاب آن کنار

بی کلک و بی دروغ، بستنی و چای و دوغ
جمعیت با سواد، در شُرُف انفجار

هر که نخوانَد کتاب، هست چو نقشی بر آب
زنده ولی مرده است، زنده ولی توی غار

گر چه متاعی است خوب، خورده بسی سنگ و چوب
مشتری اش اندک است، کاسب او بی شمار

سعیده موسوی‌زاده

خراسان - لبخند و تلخند

/ 0 نظر / 12 بازدید