عاشقانه-72

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

هر كه شد محرم دل در حرم يـار بماند

 

و آنكه اين كـار ندانست در انكار بماند

 

اگر از پرده برون شد دل من عيب مكن

 

شكر ايـزد كه نه در پرده ي پندار بماند

 

هر مي لعل كـزان دست بلورين ستديم

 

آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند

 

از صـداي سخن عشـق نديدم خوش تر

 

يـادگـاري كـه دريـن گنبد دوار بمانـد

 

 

حافظ

 

/ 1 نظر / 4 بازدید
حرفهاي يك عابر

سلام آقای صدری زاده عزیز. تازه پريروز رسيدم شيراز. راستش نمی دونم چرا اين شعر رو که می خوندم يادم افتاد به طرز سرودن رسول نجفيان. راستش طوری می خونه که بغض گلوی آدم رو می گيره. با تشکر از پيامهاتون. سئوالهايی هم که کرده بوديد داخل متن قبل از اون نوشته شده بود. با تشکر.. رسول