مختصر بگو :

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

حاکم سبزوار از اطاله کلام ( درازگویی ) متنفر بود و به هر کس که برای تظلم به او مراجعه می کرد می گفت : " مختصر بگو   مختصر بگو  ! "

الاغ یک روستایی سبزواری به سرقت رفته بود . نزد حاکم آمد تا شکایت کند . به او دستور داده شد که باید در حضور حاکم خیلی مختصر صحبت کند . او آمد تعظیمی کرد و بدون مقدمه گفت : " قربان ! الاغ ما رفت . سایه ی مبارک از سر ما کم نشود ! "

 

/ 0 نظر / 4 بازدید