بهاریه فریدون مشیری / ای دریغ از «ما» اگر کامی نگیریم از بهار

بهاریه یا بهارانه آن دسته از اشعار هستند که سرایندگان ایرانی در وصف نوروز و بهار سروده‌اند. بهاریه زیر سروده فریدون مشیری است.


بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ‌های سبز بید

عطر نرگس، رقص باد

نغمه و بانگ پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار

خوش به‌حالِ روزگار ...

خوش به‌حالِ چشمه‌ها و دشتها

خوش به‌حالِ دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش بحال غنچه‌های نیمه باز

خوش بحال دختر میخک که میخندد به ناز

خوش بحالِ جانِ لبریز از شراب

خوش بحالِ آفتاب ...

ای دل من، گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی‌پوشی به کام

باده رنگین نمی‌نوشی ز جام

نقل و سبزه در میانِ سفره نیست

جامت از آن می که می‌باید تهی است

ای دریغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از «ما» اگر کامی نگیریم از بهار...

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ ...


/ 0 نظر / 95 بازدید