100 آرزوی 100 سینماگر+عکس

آرزوی صد سینماگر برای پرده نقره‌ای ایران به همراه قابی بیادماندنی از صد سینماگر.

به گزارش مشرق،  شهریور «روز سینما » از تقویم حذف شد  اما سینماگران برای پاسداشت این روز در قاب عکس «شرق » ایستادند، و از  آرزوهایشان گفتند. این آرزوهای خواندنی صد سینماگر کشورمان را که به کوشش  شرق میسر شده در کافه سینما بخوانید:

راه راست
عزت‌الله انتظامی

سال‌هاست که در فیلمی بازی نکرده‌ام و دیگر بازنشسته محسوب می‌شوم. با این حال به جای آرزو برای سینما، یک آرزوی جامع‌تر دارم. آرزو می‌کنم که  خداوند خودش همه ما، من، شما و تمام ایران را حفظ کند و همه ما را به راه  راست هدایت کند! آمین.

رفع انفصال
داریوش مهرجویی

آرزویم رفع انفصال و پراکندگی در بین اهالی سینماست. اتفاقاتی باعث شدند  تا اهالی سینما منفک و مجزا شوند و برخی حتی روبه‌روی هم قرار بگیرند و ضد  همدیگر باشند. آرزوی من وحدت جامعه سینمایی است. یک وحدت صنفی که بتوان به  واسطه آن سینما را به هنری صددرصد تاثیرگذار تبدیل کرد، همان‌طور که پیش از این بوده است. آرزوی دیگری هم دارم. کاش سرانجام دولت این همه دخالتش را  نسبت به سینما کاهش دهد. مگر دولت در صنوف دامداری کشور دخالتی دارد؟ مگر  می‌گوید باید در مزارعی که من تعیین می‌کنم گاوها چرا کنند و با شرایطی که  من می‌گویم فلان محصول لبنی فقط در فلان مراکزی که من تعیین می‌کنم توزیع  شود، که در مقابل سینما چنین موضعی دارد؟ سینما قبل از هرچیز یک صنعت است  که اهالی آن از همین راه امرار معاش می‌کنند و یکی از اشتغال زاترین  حرفه‌هاست. آرزویم این است که از حجم این دخالت‌ها کم شود و با یک نظارت  ساده، کار اصلی به دست خبرگان این حرفه سپرده شود و سینما راه خودش را  استوارانه پیش بگیرد.

حال سینما خوب نیست
امین تارخ

امیدوارم حال سینما خوب شود. در واقع تعطیل شدن خانه سینما یکی از بدترین  اتفاقاتی بود که امسال برای سینما افتاد و امیدوارم با تلاش دوستان باز هم  خانه سینما قوت یابد. امروز در سینما کارها به دو دسته دولتی یا هجویات  تقسیم می‌شود و علی‌الاصول اگر قرار باشد به یک وضعیت ثبات دست یابیم باید  تعادلی در سینما برقرار شود. همیشه یا کارها از این طرف بام می‌افتد یا از  آن طرف! یعنی یا کارها به شدت تجاری است یا به شدت دولتی، درحالی‌که  دستیابی به تعادل آرزوی همیشگی اهالی سینماست. به امید روزهای بهتر برای  سینما.

بازگشت به عظمت
رضا کیانیان

  برای سینما زمانی می‌توان آرزو کرد که وجود داشته باشد. امروز سینما وجود  ندارد. هر سال در این دو سه ماه تابستان همه کارگردانان بنام و صاحب‌سبک در حال ساخت فیلم بودند، اما این اواخر هر سال از شمارشان کم شد و کم شد و کم شد تا اینکه امسال تعدادشان به صفر رسید و این یعنی سینما وجود ندارد... هم بیشتر عوامل سینما خانه‌نشین شده‌اند و هم روز ملی سینما از تقویم رسمی  کشور حذف شد... . دومرتبه باید برگردیم از نقطه صفر آغاز کنیم و آرزو کنیم  که کاش دوباره در ایران ما، سینما باشد و تولید آغاز شود. و در جشنواره‌های بین‌المللی، جایگاهی که یک روز به سختی به دست آورده بود و امروز به آسانی از دست داده را به دست آورد. متاسفانه باید در روز سینما آرزو کنیم ایرانی که سینمایی به آن عظمت داشت دوباره سینما داشته باشد.

مدیریت پدرانه
ابوالحسن داوودی

وقتی به‌طور کلی نگاه می‌کنم می‌بینم از سال گذشته تاکنون سینما دوچیز از  دست داده است. یکی مدیریت پدرانه‌ای که در طول سال‌های گذشته با همه کمی و  کاستی‌هایش سینما را هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی بر تارک همه  افتخارات سی‌وچند ساله‌ کشور قرار داده و همه هم این را باور داشتند که  سینما در سال‌های گذشته به‌عنوان مهم‌ترین سفیر فرهنگ ایران عمل کرده بود و دومین چیزی که فعلا به طور موقت آن را از دست داده‌ایم خانه سینماست. من  روی لفظ «موقت» تاکید دارم چون معتقدم خانه سینما به هیچ عنوان بسته  نمی‌ماند، نه تنها به شکل شرایطی که قبلا داشت باز خواهد شد بلکه در  قلب‌های اکثریت قریب به اتفاق اهل سینما باز است. فکر می‌کنم مدیران دولتی  به ‌جای اینکه رفتار پدرانه داشته باشند با بستن خانه سینما به جای تذکر  اشتباهاتی که به اعتقاد خودشان در بخش اندکی از مدیریت صنفی است خودشان را  با دست خودشان به میزان زیادی از این پتانسیل فرهنگی بی‌بهره کرده‌اند. تصورم این است که خسارت این برای خود مدیریت کلان فرهنگی خیلی بیشتر از  اهالی سینماست و این در درازمدت خود را نشان خواهد داد. از آنجایی که حداقل از لحاظ سنی دیگر خیالات جاه‌طلبانه برای خودم ندارم، آرزویم برای سینما  این است که روزی اختلافات را کنار بگذاریم و در همه جهات فارغ از همه  اختلاف‌سلیقه‌ها طوری با هم کنار بیاییم که هم به یکدیگر احترام بگذاریم و  هم حافظ منافع هم باشیم. نمی‌دانم چقدر دست‌یافتنی است چون هرچه پیش می‌رود متاسفانه بعضی از رفتارها حتی در آدم‌های رده دوم و سوم و چهارم که خیلی  در تکاپو هستند بیشتر غرض‌ورزانه می‌شود.

به نام همه نام‌های او
مهناز افشار

آرزو... خود کلمه «آرزو» برایم این روزها آرزو شده... اما از کودکی یاد  گرفتم آرزوهایم را بگویم ولی توی دلم، که شاید برآورده شود... اما این  روزها بیشتر یاد گرفتم آرزو را باید فریاد زد تا هم خدا بهتر بشنود و هم  بنده‌های خدا...
پس با صدای بلند برای سینما رهایی، استقلال، اطمینان و احترام آرزو می‌کنم. آرزو می‌کنم برای خودم و همه تا که بدانیم سینما هنر  است و بازار نیست، سینما عشق است و علاقه، سینما را باید فهمید، آن وقت  نگاه بد را از آن سانسور می‌کنیم... نه خود سینما را...
اما آرزو  می‌کنم با صدای بلندتر که سینما! همچنان بایست، سینما بمان، سینما نفس بکش، سینما نما داشته باش، که تو دل‌ها را آشنا می‌کنی به تصویر رویاهای  نداشته... آرامش می‌دهی و می‌خندانی و می‌گریانی حتی برای لحظه‌هایی کوچک  از لحظات سنگین زندگی، مخاطبانت را... پس بمان لطفا! برای مردم بمان...

فضای آرام
مازیار میری

پروردگارا در این سال جدید سینمایی که روزش، روزی است از جنس نور و صدا،  حسادت را از ما دور کن، شادی‌هایمان را از آن جنسی که برای ما در سال قبل  رقم زدی، افزایش ده و از بلاهایی که برخی بندگانت بر سینما روا داشتند،  محافظت فرما و به من و همه همکارانم در جشن پانزدهم سینمای ایران کمک کن،  شانزدهمین جشن را در فضایی آرام برگزار کنیم.

مداوای زخم‌ها
صابر ابر

برای آرزویم آرزوی بهترین‌ها را دارم. آرزوی سلامتش و صلابتش. آرزو می‌کنم در سال جدید زخم‌هایش مداوا شود، تا بیشتر ببینمش. بهتر ببینمش. سینما  جان! دست‌هایم برای تو بالاست. روزت مبارک...

پایان ممیزی
مرتضی احمدی

در روز ملی سینما آرزویم برای سینمای ایران این است که دست از این ممیزی  گسترده سینما بردارند و به کارگردانان مطلع و صاحب سبک اجازه کار درست و در شأن ایران را بدهند. ما سینمایی در سطح جهان داریم و کاش دست کارگردانان  بزرگ سینمای ایران باز گذاشته شود تا با زنده کردن دوباره سینمای اجتماعی  ایران بتوانند حضور دوباره «جدایی نادر از سیمین» را در جهان تکرار کنند. ممیزی آفت بزرگی برای سینما در هر کجای جهان است و ‌ای کاش ما این آفت را  با داروی اعتماد از بین ببریم.

در آرزوی بهار
سیدمحمد بهشتی

آرزویم این است که دوباره سینمای ما شاهد بهار شود. سینمای ما ملی است نه  از بابت اینکه به آن لقب ملی داده‌اند. سینما یک هنر ملی است و سینمای ما  روز ملی دارد نه به دلیل اینکه در تقویم درج شده، چون توانسته قله‌های  رفیعی را در عرصه ملی و جهانی کسب کند. چون این خصوصیات را دارد ملی است و  برای همین با اراده عده‌ای از بین نخواهد رفت و همیشه ملی، بزرگ، برقرار و  پابرجا خواهد ماند و من معتقدم بهار سینمای ایران خیلی نزدیک است و همه  روزها روزملی سینمای ایران است.
ببالی و بیارایی
شهاب حسینی
  سینما... خانه سینما... . روز ملی سینما... اما کجاست روح سینما؟ شناخت  سینما و اهمیت سینما؟ سینما‌ای بهترین ساخته دست بشر! آرزویم برایت این است که ببالی و بیارایی و درنوردی جهان اندیشه را. ای زنده‌ترین زبان دنیا! آرزویم فتح و درک کامل توست و دیدن چهره شکوهمندت از پسِ غبار وهم‌آلود شک. و یقین به نیاز بنیادینت در هر فرهنگ و اجتماع. چه دعایی کنمت بهتر از  اینکه خدا پنجره‌ای رو به اتاقت باشد... .

عشق بزرگ
جمشید مشایخی

قبل از هرچیز یادآوری می‌کنم که کسی که می‌خواهد خدمت کند، قبل از هرچیز  باید عاشق خدا باشد، بعد عاشق کشور و مردمش و بعد هم دانش آن حرفه را به  اندازه کافی بلد باشد. کسی که عاشق است خیانت نمی‌کند. کسی که عالم است هم  همین‌طور. آدم باشرافت آبروریزی راه نمی‌اندازد تا مبادا جایگاه کسی را  خدشه‌دار کند. آرزویم برای سینمای فردا این است که همه بدانیم سینما برای  این به وجود آمده که بتوان به واسطه‌اش هم‌میهنان خودمان را و حتی بالاتر  از آن، جهانیان را آگاه کرد و به آنها از این طریق واقعیات را نمایاند. سینما مردم را متوجه حقیقت می‌کند؛ حقیقتی که زنگارگرفتن از آن رسالت هنر  است.

خواب راحت سینما
رضا عطاران

الان  که سینما خوابیده، کاش لااقل بگذارند خواب راحتی بکند. بعضی‌ها به خوابِ  راحت سینما هم راضی نیستند. من یکی که مدام کابوس می‌بینم. دیگر آرزویمان  همین شده که کاش در «سینما حوزه هنری» هم فیلم‌هایمان نمایش داده شود. خدا  خودش به خیر کند.

یک قدم جلوتر بیایید
منوچهر محمدی

اعتقاد دارم که لیاقت سینمای ایران بیش از شرایطی است که اکنون در آن به  سر می‌برد و آرزو دارم سینمای ما به ارزش و جایگاه حقیقی خودش برگردد. بزرگ‌ترین مشکل سینما این است که در همه عرصه‌ها دچار بیماری عقب‌افتادگی  از جامعه و مطالباتش شده‌ایم و این مساله به همه سینمایی‌ها برمی‌گردد. داستانی در ادبیات وجود دارد که از عارفی برای سخنرانی در یک شهر دعوت شده  بود. مردم زیادی برای شنیدن صحبت‌های عارف جمع شده بودند و عده‌ای برای  برقراری شرایطی که افراد بیشتری بتوانند صحبت‌های عارف را بشنوند تلاش  می‌کردند. ناگهان کسی بالای منبر رفت و گفت: «خدا بیامرزد پدر و مادر کسی  که بلند شود و یک قدم جلوتر بیاید.» حالا من هم از همه می‌خواهم بلند شوند و یک گام جلوتر بیایند تا شرایط سینما بهتر شود. در شرایطی به سر می‌بریم که کار تولید فیلم روز به روز سخت‌تر می‌شود، به هر حال امیدوارم یک درک  همه‌جانبه فراهم شود، زیرا فیلمسازی نیاز به آرامش و ثبات دارد و حجم  منازعات و کشاکش‌های داخلی امروز از ظرفیت سینما بالاتر رفته است.

دنبال آرزو
محمدرضا هنرمند

آخ چه بد! این اولین باری است که در مقابل یک سوال مکث می‌کنم. نمی‌خواهم  خودم را از تک و تا بیندازم. به ذهنم مراجعه می‌کنم تا از لابه‌لای هجویات و مزخرفاتی که ذهنم را پر کرده است به دنبال آرزوهایم بگردم. هرچه می‌کاوم،  نمی‌یابم. فاجعه این است: من دیگر آرزویی ندارم. ولی در عین حال دلم  می‌خواهد در کنار همکارانم حاضر باشم. غیبت را نمی‌پسندم. بنابراین آرزو  می‌کنم تا در سال آینده آرزو داشته باشم.

بازگشت به عزت گذشته
فاطمه معتمدآریا

آرزو می‌کنم تا سینمای عزیز ایران به عزت، شکوه و ارزش گذشته‌اش برگردد. نباید انکار کنیم که همه آرزویمان این است که سینما به ریشه‌های خودش  بازگردد. ریشه‌ای که سرشار بود از شور و شعور. سرشار از خلاقیت، سلامت،  شکوه و جاودانگی.

احساس پراکندگی
داوود رشیدی

کماکان برای همه ما بیست‌و‌یکم شهریور ، روز ملی سینماست حتی اگر آن را از همه تقویم‌ها حذف کنند. با اینکه حالا برای سینمای ایران وضعیت خوشایندی  نمی‌بینم. بحث‌ها و درگیری‌های مسوولان و سینماگران، در تمام سطوح  کوچک‌ترین نتیجه مثبتی برای سینمای ایران نداشته و متاسفانه «خانه سینما» که برای همه ما یک نهاد ارزشمند صنفی بود و تنها نهاد کاملی بود که در آن 29 صنف سینمایی گرد آمده بودند، بسته شد. اکنون با بسته شدن در این «خانه» همه ما آواره‌ایم و احساس پراکندگی و بی‌پشتوانگی می‌کنیم. در مورد اصرار  برخی به دولتی شدن سینما هم باید بگویم که تجربه سالیان نشان داده که هیچ  وقت در هیچ عصری، هیچ دولتی، از دولتی شدن هنر جواب درستی نگرفته و  دولتمردان هرگز در این زمینه موفق نبوده‌اند چون این امر روحیه هنرمند را  تضعیف می‌کند و سرانجام خلاقیتش را می‌پژمراند. آرزوی من این است که  مسوولان، سینما را به دست سینماگران بسپارند تا در «خانه» خودشان به مسایل  صنفی‌شان بپردازند. چنانچه پیش‌تر که چنین بود، سینمای ایران پر بود از  افتخار. همین مساله اخیر «خانه سینما» باعث شد تا همه به خودشان اجازه  بدهند تا در امور اکران فیلم‌ها هم دخالت بکنند و در سطوحی حتی شاهد بودیم  که برخی از مسوولان سینمایی از حرف وزارتخانه هم تخطی کردند. سینمای امروز، در وضعیتی به سر می‌برد که حتی با فروش خوب یک فیلم نظیر «کلاه قرمزی» هم  نمی‌توان این رای را صادر کرد که حال سینما خوب است. هنوز آنقدر سالن‌های  کافی در سطح کشور نداریم برای اینکه بتوانیم چنین نتیجه‌ای بگیریم. باید  حال سینما بهتر از اینها باشد.

آرزوی حذف «حذف»
کیومرث پوراحمد

«چهارشنبه‌سوری» را می‌گویند «چهارشنبه آخر» سال ولی توده مردم آن روز را  به «چهارشنبه‌سوری» می‌شناسند. «سیزده بدر» را هم در تقویم «روز طبیعت» نوشته‌اند، اما مردم هنوز سیزدهمین روز فروردین را «سیزده بدر» می‌نامند. بنابراین برخی تلاش‌ها برای حذف روز ملی سینما صورت می‌گیرد هم امکان‌پذیر  نیست. این روز را سال‌ها جشن می‌گرفتیم و نمی‌شود این روز را حذف کرد. ممکن است امسال جشنی برپا نشود اما فکر نکنید که این روز حذف شده است. معتقدم  هیچ واژه‌ای، هیچ کتابی، هیچ پلانی، هیچ آدمی، هیچ روزنامه‌ای و هیچ اثر  هنری را پس از خلق نمی‌توان «حذف» کرد و این روز هم از بین نمی‌رود و  جایگاه خود را حفظ می‌کند. آرزو می‌کنم روزی «حذف» از سینمای ایران، از  مطبوعات ایران، از ادبیات ایران، از جامعه ایران و از فرهنگ ایرانی حذف  شود. در فرهنگ ژاپن واژه‌ای به نام «گناه» وجود ندارد و «شرمساری» کلمه  جایگزین آن است. امیدوارم کلمه «حذف» از لغتنامه‌ها، تاریخ ما و فرهنگ ما  هم حذف شود و دیگر هیچ فرد و هیچ چیزی «حذف» نشود.

تردید و ترقی
جعفر پناهی

در روزهایی که عربستان با حضور اولین فیلم تاریخ سینمایش در فستیوال ونیز  تولد سینما در این کشور را جشن می‌گیرد، با وجود خواست سینماگران با حضور  فیلم برجسته «خانه پدری» ساخته کیانوش عیاری در قدیمی‌ترین فستیوال جهان  مخالفت می‌شود. بیایید به خودمان اجازه بدهیم برخلاف میل خود، ما هم برای  یک‌بار که شده با همان دید و منطق طرح و توطئه «روزی‌نامه»های موجود به  سینما نگاه کنیم. مگر نه این است که سینمای ایران پرافتخارترین سینما در  منطقه و آسیاست؛ سینمایی که اسکار دارد، سینمایی که نخل طلا دارد، سینمایی  که شیر طلا و نقره دارد، سینمایی که خرس طلا و نقره دارد و سینمایی که تمام جوایز بزرگ و کوچک جهان در پنج قاره را به واسطه فیلم‌های انسانی و  ارزشمند خود درو کرده است و همواره به افتخار سینما، هنر و نام ایران،  هنرمندان و فرهیختگان جهان کلاه از سر برداشته و سر تعظیم فرود آورده‌اند و اما در آن سو رقیب این سینما به‌خصوص در سال‌های اخیر با استناد و سند  رژیم صهیونیستی است. حال آیا ما هم نباید به دیده تردید بنگریم رفتار  آنهایی را که آرزوی ترقی سینمای ایران را دارند.

وقتی همه خوابیدند
محمود سماک‌باشی

وقتی صحبت از مشکلات سینما بود، یاد فیلم «وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی افتادم و در حقیقت آرزویی هم ندارم جز بیدار شدن از خواب!

نگران سینما باشیم
محمد شیروانی

به جای اینکه نگران حذف روز ملی سینما از تقویم رسمی کشور باشیم باید  نگران این باشیم که سینما از دست نرود چراکه در حقیقت باید سینمایی باشد تا برایش روزی مشخص کنیم و جشن بگیریم.

دیوار سینما
شهرام شاه‌حسینی

از پس این دیوار بلند، تا می‌شد قد کشیدیم، قد کشیدیم و پاگذاشتیم جای  آجرهای ریخته‌اش و بالا رفیتم. بالا رفتیم و نترسیدیم، بالا رفتیم چون عشق  داشتیم، این دیوار صاف و بلند خیلی‌ها را عاشق خود کرده بود. قبل از ما،  وقتی که دیوار صیقلی‌تر از اینها بود خیلی‌ها ازش بالا رفته بودند؛ عجب جان و عشقی داشتند آنها! از دیوار بالا رفتیم و نرسیدیم؛ هرچه بالاتر رفتیم  بیشتر نرسیدیم. به پایین نگاه کردیم، راهی نیامده بودیم؛ گویی یک پله. این  همه خستگی و جور عشق کشیدن برای یک پله؟ مگر می‌شود؟ راه نرفته را برگردیم  یا به بی‌نهایت این دیوار فکر کنیم؟ در همین فکرها بودیم
که... . آن سوی دیوار چشم‌اندازی وسیع توأمان از عشق و نفرت بود؛ عشقی که از سینما داشتیم و نفرتی که می‌رفت دیگر نداشته باشیمش.

استعدادهای جوان را دریابیم
خسرو سینایی

به خاطر نوع کارم و شرایط سلامتی‌ام در یکی دو سال اخیر خیلی در جریان  مشکلات نیستم، اما می‌توانم ادعا کنم در طول یک دهه گذشته، سینما شاخص‌ترین معرف فرهنگی کشور در سطح بین‌المللی بوده است و بر این اساس آرزو می‌کنم  این روند ادامه یابد. امیدوارم برای فیلمسازان جوان، شرایط کار فراهم شود و استعدادهای جوان بتوانند امکان تولید و ارایه کارهایشان را بیابند زیرا تا زمانی که کاری دیده نشود و در جشنواره‌ها و فستیوال‌ها به نمایش درنیاید  زحمت‌ها دیده نمی‌شود. آرزو دارم هر مساله‌ای که بین مسوولان سینما و اهالی سینما اختلاف انداخته است به شکلی که به نفع سینما باشد حل شود. یادمان  باشد همه زیر یک سقف و در یک مملکت زندگی می‌کنیم؛ پس هر نوع اختلافی که  بخواهد به خود سینما و بدنه آن لطمه بزند مایه تأسف خواهد بود. ریشه  اختلافات اگر شخصی است یا به طرز تفکر‌ها برمی‌گردد باید حل شود، مهم نیست  که من در مقام یک شخص، نسبت به دیگری چگونه فکر می‌کنم بلکه تخصیص اعتبارات و امتیازات باید بر اساس استعداد‌ها و عملکردها صورت گیرد. فکر می‌کنم اگر به دور از سوءظن‌ها و اختلافات استعدادهای واقعی را کشف کنیم می‌توانیم در این مسیر موفق باشیم. در غیر این صورت استعدادهای جوان پژمرده خواهند شد و فرصت‌هایی که می‌توانست کشورمان را در جهان از نظر فرهنگی مطرح کند از دست خواهد رفت.

قدر بدانند
مونا زندی

تنها آرزویی که من برای سینمای ایران دارم این است که متولیانش قدر آن چیزی که دارند را بدانند.


نقطه اوج سختی
فرزاد موتمن

سال‌هاست که ما فیلمسازها شرایط تولیدی سختی را می‌گذرانیم و شاید امسال  این سختی به نقطه اوج خود رسیده باشد. می‌بینیم که جدول تولید فیلم‌ها  کم‌رونق است، اکران فیلم‌ها هم ـ به جز یکی دو فیلم ـ چندان با استقبال  روبه‌رو نمی‌شود. از لحاظ کیفی هم نه مخاطب انبوه و نه مخاطب جدی را به سمت خود جذب نمی‌کنند. در بهترین شکل آثار بسیار متوسطی تولید می‌شود. من فکر  می‌کنم مشکل بر سر بعضی از تصمیم‌گیری‌های کلانی است که برای فرهنگ کشور  گرفته شده است و به دلیل بافت اقتصادی سینمای ایران است که این از ابتدای  انقلاب وجود داشته و وجوه منفی آن در سال‌های اخیر بارزتر شده. با توجه به  کنترلی که ارشاد و سایر نهادهای دولتی می‌خواهند روی آنچه که فیلم‌ها  می‌گویند داشته باشند اساسا سینمای ایران متکی به بخش خصوصی نیست. با دخالت در مضمون و محتوا و روند تولید فیلم‌ها طبعا بخش خصوصی نمی‌تواند فعال  باشد و سرمایه‌اش را بگذارد چون واضح است که چنین سینمایی پربنیه و جان‌دار نخواهد بود. به طور طبیعی فیلم‌ها با کمک‌های دولتی ساخته می‌شوند اما  مشکل اینجاست که این بودجه‌ها به همه فیلمسازها اختصاص داده نمی‌شود. پیش  از این فارابی به هر فیلمسازی که پروانه ساخت دریافت می‌کرد مبلغی را کمک  می‌کرد تا فیلم راه بیفتد، حتی اگر خیلی نظر مثبتی روی فیلم نداشت اما الان این پول به همه داده نمی‌شود. برای فیلم «صداها»ی من این اتفاق افتاد. بعد از آن یک فیلم تجاری ساختم که به کمک فارابی احتیاجی نداشت اما فیلم بعدی  من یعنی «خوابگردها» که سال گذشته قصد ساخت آن را داشتم به دلیل مشکلات  مالی متوقف شد. در‌حالی که خود مسوولان ارشاد معتقد بودند فیلمی است که حرف دارد و بهترین فیلمنامه‌ای را داشت که من در 10 سال اخیر خوانده بودم اما  این فیلمنامه در فارابی رد شد و حاضر نشدند ریالی به آن پول دهند. از آن  طرف هم سرمایه‌گذارهایمان به تعهدات خودشان عمل نکردند. الان مسیر تولید در سینما طوری است که اگر فارابی، حوزه یا شهرداری کمک‌تان کند فیلم‌تان  ساخته می‌شود و اگر شما در هیچ‌کدام از این حوزه‌ها خودی نباشید نمی‌توانید فیلم‌تان را بسازید. تنها راه باقیمانده این است: فیلمی را بسازید که  تهیه‌کننده‌ها از شما می‌خواهند اما بنیه اقتصادی سینمای ایران به قدری  ضعیف شده ‌است که دیگر تهیه‌کننده‌ها هم جر‌ات ندارند فیلم‌ تجاری بسازند. یعنی حتی ساختن پوپک و مش‌ماشالا هم آرزو شده.

بی‌رمقی
ماهایا پطروسیان

تنها اتفاق خوبی که سال گذشته در سینمای ایران افتاد جوایزی بود که فیلم «جدایی نادر از سیمین» گرفت و در همه جهان مطرح شد. این برای همه کسانی که  سینمای ایران را دوست دارند باعث افتخار بود ولی از آن‌که بگذریم درواقع  هیچ اتفاق خوب دیگری در سینمای ایران نیفتاد. چیزی به آن اضافه نشد که من  فکر می‌کنم از جهات مختلف خیلی هم کم شد. این مسایل از سال گذشته با تعطیلی خانه سینما که خیلی در روحیه و وضعیت خود هنرمندان و اعضای خانه تاثیرگذار بود شروع شد و بعد از آن هم با اتفاقاتی که در اکران فیلم‌ها و ساخت فیلم  در سال ۹۱ افتاد ادامه پیدا کرد. امسال سال بی‌رمقی در تولید بود و  می‌دانیم که درحال حاضر خیلی از دست‌اندرکاران سینمای ما کار نمی‌کنند. من  در مورد کسانی حرف می‌زنم که واقعا سال‌ها کار کرده‌اند، صاحب ویژگی‌هایی  در کارشان هستند و نه کسانی که ما اسم‌شان را نشنیدیم و در یکی، ‌دو سال  اخیر از کار در تلویزیون شروع کرده‌اند. مراکز مختلفی که در کنار سینما و  در جهت رشد و اکران فیلم‌های سینمای ایران تلاش می‌کردند حالا هرکدام مدعی  شده‌اند برای اینکه به چه فیلم‌هایی باید مجوز داده شود و چه فیلم‌هایی  باید اکران شود یا نشود. در نتیجه فضای اختلاف بین افرادی که در سینما کار  می‌کنند و نهاد‌های مربوط به آن به وجود آمد. این اتفاقات سینما را تحت  فشار شدیدی قرار داده که به سینمای ملی ما صدمه زده است. از طرفی مسایل  اقتصادی هم به شدت روی بخش خصوصی اثر گذاشته و دستش را برای کار بسته. افراد مستقل در سینما با مشکلاتی که جدیدا در اکران به وجود می‌آید اصلا  آینده روشنی پیش روی خود نمی‌بینند و سینمای واقعی واقعا در بلاتکلیفی مطلق به سر می‌برد. من نمی‌دانم اصلا خواسته ما دیگر مهم است یا نه؟ برای  عده‌ای اصلا اهمیتی ندارد سینمای ایران فلج شود و رو به خاموشی برود. به  نظر نمی‌رسد این افراد دغدغه‌شان سینمای ایران باشد. در شرایطی که مثلا  همین امسال دستاوردهای مهمی در بخش‌های علمی و ورزشی کشور داشتیم به چه  دلیل سینمای ایران با دستاوردی که در 30 سال گذشته واقعا در حوزه فرهنگ و  هنر افتخارآفرین بود به جایی برسد که به سینمایی خاموش در منطقه و  جشنواره‌های جهانی تبدیل شود؟ چه چیز‌هایی باعث شده ارزش‌های موجود در این  سینما نتواند خود را نشان بدهد؟

به نفع سینما
سامان سالور

من فکر می‌کنم وقتی اتفاقات سال گذشته را همه کنار هم می‌گذاریم باید آهی  از حسرت بکشیم و بگوییم سال به سال دریغ از پارسال. از ابتدای سال اتفاقاتی افتاد در باب فیلم‌هایی که پروانه نمایش داشتند، درحال اکران بودند و از  ادامه اکران محروم شدند. بی‌رونق شدن صف‌های سینما در زمان اکران فیلم‌ها و از بین رفتن علاقه تماشاچیان و حکمفرما شدن فضایی سرد بر سالن‌ها اتفاق بد بعدی بود و در چند ماهی که گذشت تولید فیلم‌ها باز هم به سمت پررنگ شدن  منحصرا فیلم‌های سفارشی و کم شدن فیلم‌های مستقل و فرهنگی‌تر بود. امسال  شاهد این نبودیم که فیلم‌های به یاد ماندنی‌ای ساخته شود که بتوانیم مدت‌ها بعد دوباره آن را ببینیم و از فضای نوستالژی‌اش لذت ببریم و از دیالوگ‌ها و شخصیت‌هایش. سال‌هاست سینمای ایران فیلم این‌گونه نمی‌سازد. فیلمسازها  کم‌انرژی‌تر، دلزده‌تر و خسته‌تر شده‌اند. حتی اکران فیلم‌های فرهنگی و  مخاطب خاص و مستقل که پارسال با همان تعداد محدود سالن و سانس و تبلیغات  کمش شروع شده بود امسال متوقف شد تا نشان دهد که یادمان رفته است که سینما  هرچند هنر - صنعت است اما «هنر»هفتم است و در ابتدا وجه هنری آن است که در  سرتاسر دنیا باعث جاودانگی آن می‌شود و با مخاطبان کوچک و بزرگش ارتباط  برقرار می‌کند. آرزویم برای سینمایی که دیگر خانه‌ای ندارد و حتی جایی برای جمع شدن تشکل‌های مختلفش، این است که مسوولانی که پشت میزهای  تصمیم‌گیری‌های کلان فرهنگی هستند سعه‌صدرشان را بیشتر کنند و توجه داشته  باشند که آنچه باقی‌ می‌ماند سینماست، کمااینکه ما فیلم‌های بسیار خوبی را  از تاریخ سینمای دنیا و سینمای خودمان به‌یاد داریم که شاید الان هیچ‌کدام  از عوامل سازنده‌اش در جهان هستی نفس نکشند ولی اثر هنری‌شان همچنان زنده  است، می‌تواند ما را به ذوق بیاورد و می‌توانیم هنوز با آنها بغض کنیم. با  وجود اینکه صاحبان این فیلم‌ها نیستند اما شاید این فیلم‌ها یک روز خوب  برایمان رقم بزند یا گریه‌‌ تنهایی‌مان باشد. امیدوارم تمامی اهالی سینما  در سالروز سینما حالشان بهتر شود و شناخت‌شان از هم بیشتر، چراکه واقعا  دنیا اینقدر ارزش ندارد که اینقدر تفاوت‌هایمان را به رخ هم بکشیم و  پاهایمان را بکوبیم به زمین. یادمان نرود که بسیارانی هستند که از این حرفه ارتزاق می‌کنند اما حتی نمی‌توانند رزق و روزی زن و بچه‌شان را دربیاورند و متاسفانه تن به کارهای دیگری داده‌اند. یادمان نرود که سینمای ایران  بسیارانی را از دست داده که حضور و فعالیت‌شان و استواری تفکرشان باعث  شکل‌گیری و رونق سینما شد و امروز بین ما نیستند. به احترام همه این  بزرگانی که تاریخ سینمای ایران مدیون آنهاست سعی کنیم هرکدام در هرجایی از  سینما که واقع شده‌ایم، تصمیمی که می‌گیریم به نفع سینما باشد و به دیگر  همکاران‌مان در خانواده نه‌چندان بزرگ و شلوغ سینما فکر کنیم.

ارتباطی که با مخاطب معنا دارد
پوران درخشنده

روز ملی سینما روزی است که ارتباط مخاطب با سینما و سینماگر با مخاطب معنا پیدا کرد. این روز جایگاه و اهمیت خاصی برای ما دارد. امروز سینمای ما از  اهداف و خواسته‌هایش فاصله گرفته و کم‌کم تبدیل شده به سینمایی با موضوعات  نخ‌نما شده و بعد ستاره‌سالاری در آن حاکم شد و کم‌کم فیلم‌های فرهنگی و  هدفمند هم کنار رفت و بعد... من هم به هرحال جزیی از همین سینما هستم. فیلم‌هایی را ساختم که دوست داشتم، با نگاه همیشگی خودم که نگاهی  آسیب‌شناسانه به مسایل اجتماعی است. خیلی از فیلم‌هایم در زمان اکران با  مشکل مواجه شد که در حال حاضر یکی از آفت‌های بزرگ سینمای ماست. علاوه ‌بر  ‌آن مشکلات تولید هم منجر به از بین رفتن انگیزه‌ خیلی از فیلمسازها به  دلیل شرایط نابرابر شده‌ است. بنابراین چنین فیلمسازهایی هم از اهداف  خودشان دور شدند. امیدوارم سینمای ایران بتواند به جایگاه اصلی خودش  برگردد؛ سینمای پویایی باشد، چیزی باشد که مردمش می‌خواهند یعنی زبان گویای آنها و آینه‌ تمام‌نمای واقعیات جامعه.

چه اتفاقی دارد می‌افتد؟
سعید ابراهیمی‌فر

من هم مثل هر فرد دیگری که شیفته مقوله سینماست و وارد این وادی شده  آرزویم برایش این است که سینمایی که یکی از عالی‌ترین نوع زبان‌هاست بتواند سیر طبیعی تکامل خود را طی کند و تبدیل شود به یک زبان کامل که انسان‌ها  بتوانند توسط آن با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. مملکت خیلی جالبی داریم. در شروع سال سینمایی یکی از بهترین جوایز سینمای دنیا را به یکی از فیلم‌های  متعلق به این سینما می‌دهند. اتفاقی که باید می‌افتاد این بود که چنین  سینمایی در یک وضعیت ایده‌آل قرار بگیرد تا خودش را بهتر در معرض دید  جهانیان قرار دهد ولی پارادوکس اینجاست که می‌بینیم نه، به عکس می‌شود. یعنی موفقیت فیلمی که جزیی از سینمای ایران است فقط شامل حال خود فیلمساز  شده و او طبیعتا امکان این را پیدا می‌کند که با بودجه‌هایی که به دلیل آن  جایزه و اعتبارش به سمتش آمده فیلم دیگری در خارج از ایران بسازد. شاید به‌ دلیل اینکه ما این مکانیسم را بلد نیستیم و نمی‌توانیم این موفقیت را  بیاوریم و در سینمای خودمان جاری کنیم. پس این تنها یک موفقیت فردی است. می‌شود مثل سیاره‌ای که از این منظومه جداست. این یک پارادوکس است چون  اصولا در بیشتر کشورهای دنیا چنین اتفاقی باعث رونق سینمای آن مملکت  می‌شود، حداقل برای یک سال اما در کشور ما همه از کساد و رکود و بحران در  سینما حرف می‌زنند! این چیزی است که باعث تعجب است و آنچه باعث سوال برای  من می‌شود این است که چه اتفاقی دارد می‌افتد که وقتی ما موقعیت این را  داشتیم که این رویداد را به سینمایمان اضافه کنیم تا رونق پیدا کند نه تنها این‌طور نشد بلکه سینمای ما دارد کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود.

جای خالی درددل
محسن عبدالوهاب

متاسفم که سال گذشته نشد با همکارانم در خانه‌مان ـ خانه سینماـ جمع شویم، درددل کنیم و شاید فکری به حال مشکلات سینما. «آیا حالا که درخانه سینما  بسته شده حال سینما بهتر است؟!» اما خوشحالم که سال گذشته یک روز صبح زود  با پیامک دوستی بیدار شدم «اصغر فرهادی اسکار را برد».

هنوز دیر نشده
حسن حسن‌دوست

من فکر می‌کنم تعطیل بودن خانه سینما در سال گذشته خلائی بود که کاملا  احساس می‌شد، این اتفاق از طرفی باعث کند شدن و اختلال در امور صنفی شد و  از طرف دیگر اختلافاتی به‌وجود آورد که نتیجه آن عقب‌رفت سینما بود. با  این‌‌حال ما طبق روال همیشه مشغول به تدوین فیلم‌هایمان و در خدمت سینمای  ایران بودیم. با وجود تعطیلی خانه سینما سعی کردیم فعالیت صنفی‌مان را تا  آنجا که بشود حفظ کنیم، اعضایمان را در صنف نگه‌ داریم و مشکلات‌شان را  درحد توان خود حل کنیم. انتظار داشتیم خانه سینما مجدد باز شود، هنوز هم  دیر نشده و هنوز هم این اتفاق می‌تواند بیفتد.
آرزوی من این است که  سینما روزبه‌روز کیفیتی بهتر و شکلی صنعتی پیدا کند، بخش خصوصی فعال و به  هم‌ریختگی موجود در تولید و اکران برطرف شود. اصناف دارای تجربه‌هایی هستند که دولت خودش را از آن محروم کرده و این آشفتگی مشهود نتیجه چنین عملکردی  است. تنها راه‌ حل شدن مشکلات سینما همکاری دولت با اصناف است.

پیدا شدن مادری برای سینما
بیژن امکانیان

حدیث نقل شده از امام‌علی(ع) برای من همیشه کاربرد زیبایی داشت؛ یک کارکرد چندوجهی اجتماعی، اخلاقی و روانشناسانه. منظورم همان حدیثی است که دو زن  ادعای مادری نوزادی را دارند. حضرت شمشیر بالا می‌برد به قصد دونیم کردن آن و مادر واقعی با انصراف از حق خود به خاطر زنده‌ماندن کودک، ثابت می‌کند  او مادر واقعی است و نه مدعی مقابل. حالا در این مبحث بی‌سابقه سینما  سرنوشت کودک بینوای سینما به کجا خواهد انجامید؟ متاسفانه به‌ نظر نمی‌آید  مادری واقعی در این دعوا وجود داشته باشد تا مثل آن حدیث با گذشت خود از  فرود آمدن شمشیری که قرار است بر پیکر نحیف سینمای ملی فرود آید جلوگیری  کند. آرزویم پیداشدن چنین مادری برای سینماست.

آرزوی بهتر شدن
محسن امیریوسفی

در یک سال اخیر در بخشی از سینما که آرام‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین قسمت آن است یعنی س

/ 0 نظر / 7 بازدید