درآمیختگی آرایه اغراق با دیگر ترفندهای ادبی

پس اغراق گاه در پیوند با ترفند های دیگر ادبی است و گاه به طور عادی وخالی از چنین پیوندی در شعر ظهور می یابد. دکتر فشارکی نیز برای اغراق تقسیم بندی های زیر را قایل اند:
الف ) اغراق های کنایی
ب) اغراق های تشبیهی
ج ) اغراق های عادی
ازاین میان، دو مورد نخست را با آنچه استاد شمیسا تحت عنوان اغراق بیانی از آن نام برده ، می توان برابر دانست.
الف ) اغراق های کنایی: کنایات وقتی با اغراق پیوند می خورند، هنری تر جلوه می کنند. مثلاً دربیت زیر، گریستن آهوی دشت به حال کسی، کنایه ای است که با اغراق همراه است:
ببایست بر کوه آتش گذشت
مرا زار بگریست آهو به دشت (فردوسی)
به خون جگر طهارت کردن،کنایه ای اغراق آمیز از شدت حزن و اندوه است.
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز (حافظ)
ب) اغراق تشبیهی: اغراقی است که با تشبیه درآمیزد و«اصولاً تشبیه مبین نوعی اغراق در کیفیت تشبیه است.»
چنان شد که گفتی طراز نخ است
و گر پیش آتش نهاده یخ است (فردوسی)
شاعر در تشبیه به بیان حال مشبه می پردازد و این بیان حال را برای تقریر در ذهن شنونده همواره با اغراق همراه می کند. چنان که استاد شمیسا می نویسند:« پس تشبیه بیان مخیل حال مشبه است و این بیان حال با اغراق همراه است .» ( بیان و معانی ، شمیسا ، ص 47)
گر آفتاب خزان گلبن شکوفه بریخت
بقای سرو روان باد و قامت شمشاد (سعدی)
ج) اغراق عادی: بدون هنرنمایی های ویژه بیانی و بدیعی است؛ یعنی در ظاهربا تشبیه ، استعاره ویا کنایه هنری و امثال این ها آمیخته نیست.
آب دریا تا به کعب آید و را
کاو بیابد بوسه بر زانوی تو (مولوی)
همان گونه که پیش از این گفتیم، شعر،هنر تجسم عواطف با ابزار زبان است. لذا وقتی که یکی از عواطف مثبت یا منفی بجوشد،
مناسب ترین وسیله تجسد و تجسم به این گونه عواطف، اغراق است. با اغراق می توان در توصیف چهره، حالات و خصایص انسانی ،اثری را با طنز در آمیخت و درچشم خواننده، شاخص و برجسته ساخت.
بزرگانی چون فردوسی و نظامی به شیوه برجسته سازی و اغراق به توصیف صحنه های داستان و شخصیت های خود می پردازند. این شیوه نه تنها در شعر که در هنرهای دیگر از قبیل نقاشی و گرافیک هم بسیار رواج دارد.
دکتر حمیدیان درمورد برجسته سازی و اغراق – که عادت دیرینه نظامی است- چنین می نویسند:« آن عبارت است از تمرکز بر روی یک چیز خاص وبرجسته کردن نسبت به محیط خود» (آرمان شهر زیبایی، حمیدیان، ص 79)
البته یادآوری این نکته ضروری است که اغراق ومبالغه غنایی با اغراق حماسی متفاوت اند؛ زیرا« مبالغه حماسی ذاتی و جوهری است.» (همان منبع ، حمیدیان ، ص 81 )با این توضیح که «شعر حماسی به کمک مبالغه و اغراق ویژه حماسه در جهت هرچه شگفت آورتر و ماوراء طبیعی جلوه دادن رویداد ها و پدیدارهاست؛ درحالی که درمنظومه غنایی، شاعر معمولا درجهتی معکوس حرکت می کند که همانا واقعی و ملموس فرانمودن پیوند انسان و هرچه بدل از انسان با محیط جاندارخویش است.» (آرمان شهر زیبایی، حمیدیان، صص 55-54)
اغراق به گونه های مختلف لفظی و معنوی، فضای ادبیات منظوم و منثور فارسی را پرکردن است وهمه آنها بیانگر توصیف حیرت انگیز از یک موضوع ، تأثیر عاطفی و برجسته سازی و ... است؛ خواه درجهت نفی یا اثبات موضوعی باشد.
همآغوشی اغراق با ترفند های دیگر ادبی
اغراق هرجا که با آرایه های دیگر در آمیزد، خود رامؤثر و نافذ تر می نمایاند و چشم خواننده را به جمال خود روشن تر می کند. با مطالعه دیوان شاعران فارسی خواهیم دید که این آرایه هرگاه باعناصر بیانی و بدیعی پیوند می خورد، موجبات حیرت خواننده و التذاذ هنری اورا فراهم می کند. ما در اینجا با ذکر نمونه هایی، این آمیزش و همآغوشی را بیان می کنیم:
الف) آمیزش اغراق و استعاره: بسیاری از ادیبان علت و غرض از استعاره را اغراق دانسته اند. استاد شمیسا معتقدند که اغراق در استعاره نسبت به تشبیه بسیار فراتر است وبه همین دلیل ازقول قدما می نویسند:«ان الاستعاره ابلغ من التشبیه که استعاره مبتنی بر اتحاد است؛ زیرا درآن تناسی تشبیه است، و در نتیجه در آن اغراق و تخییل در اوج است.»( بیان و معانی ، شمیسا ، ص 68)
بنابر این،وقتی شاعری درشعرش دست به استعاره می زند، یقیناً اغراق با آن همراهی می کند. دکترطالبیان می‌نویسند: «صورت تکاملی و خلاصه شده هرتشبیه، استعاره است. وقتی تشبیه ارتباط روشنی با اغراق داشته باشد، استعاره نیز ازاین رابطه خالی نیست؛بلکه استعاره نسبت به تشبیه مبالغه آمیز تر و زیباتر است.» (طالبیان،مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی،پاییز1380)
صبا به لطف بگوآن غزال رعنا را
که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را(حافظ)
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
شمشاد خانه پرور من از که کم تر است ؟!(حافظ)
ب) پیوند اغراق با تشبیه: تشبیه مانند کردن دوچیز با هم است، به شرطی که اساس مانندگی بر دروغ یا حداقل دروغ نما باشد. آنگاه با اغراق همراه خواهد بود. ما در تشبیه ادعای مانندگی می کنیم؛ درحالی که حقیقت ندارد. اینجاست که تشبیه و اغراق هم پیمان می‌شوند. اصولاً«هدف اصلی از تشبیه بدون شک اغراق و مبالغه است.» (معانی و بیان،علوی مقدم و اشرف زاده، ص 112)
دو ابرو کمان و دو گیسو کمند
به بالا به کردارسرو بلند (فردوسی)
ج )آمیختگی اغراق و کنایه: درتکمیل توضیحات پیشین باید بیفزاییم که ارتباط تنگاتنگ اغراق و کنایه با یکدیگر ارزش هنری ویژه ای به کنایه خواهد داد. مثلاً در زبان عادی می گوییم:«زنم غذایی درست می کند که تو پنج انگشت خودت را می خوری»؛کنایه ازاین که زنم آشپز خوبی است و غذای خوشمزه و لذیذی آماده می‌کند. این عبارت خالی از اغراق نیست.
غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند
پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز (حافظ)
دربیت بالا غسل در اشک زدن کنایه اغراق آمیزی از شدت گریه است.
د)پیوند اغراق با اسناد مجازی: استاد شفیعی کدکنی در باب اغراق های
شاهنامه می نویسند:«اغراق های شاهنامه از آنجا که برمدار نوعی اسناد مجازی است، دارای تنوع بسیاری است و مطالعه صوراغراق درشعر فردوسی نشان می دهد که حوزه امکانات و تنوع زمینه تصویری در اسناد مجازی بیش از همه انواع تشبیه و استعاره است... و فراخنای دامنه اسناد مجازی چندان هست که حدی برای آن نمی توان تصور کرد.»(صورخیال، شفیعی کدکنی، ص 449)
شود کوه آهن چو دریای آب
اگر بشنود نام افراسیاب (فردوسی)
هـ ) اختلاط اغراق با تجاهل العارف: تجاهل العارف تا حد زیادی در بر دارنده اغراق است. چنان که استاد همایی می نویسند:«تجاهل العارف برای تحسین کلام و مبالغه در وصف و تقویت و تأ کید است.»(فنون بلاغت وصناعات ادبی،همایی، ص 287). ضمناً« ژرف ساخت تجاهل العارف تشبیه مضمر است که همواره با غلو همراه است.» (نگاه تازه به بدیع ، شمیسا ، ص 109)
ندانم این شب قدر است یا ستاره ی روز؟
تویی برابر من یا خیال در نظرم (سعدی)
این ماه دو هفته در نقاب است
یا حوری دست در خضاب است (سعدی)
و )همنشینی اغراق با تضاد: همراهی و پیوند اغراق و تضاد موجب آفرینش زیبایی، تأثیر گذاری وشگفتی در سخن می شود؛ به ویژه وقتی که پای تشبیه نیز در میان باشد.
و زان جایگه تا به افراسیاب
شده ست آتش ایران و توران چو آب (فردوسی)
چنان شد ز گرد سپاه آفتاب
که آتش برآمد ز دریای آب (فردوسی)
ز )ترکیب اغراق و حسن تعلیل: دکتر فشارکی در تعریف از حسن تعلیل می نویسند:«آن است که برای امری، دلیلی تخیلی و غیرطبیعی و ادعایی بیاورند که با آن امر ارتباط لطیفی داشته باشد.» (نقد بدیع ،فشارکی ، 1379:75)
ازتعریف فوق چنین بر می آید که علتی که شاعر برای امری می آورد،غالباً مجازی و خیالی است ودلایل منطقی و واقعی در این تعریف جایی ندارند. لذا شاعر برای تجسم خیال خود ازشگردهای ادبی مانند تشبیه ، استعاره و... کمک می گیرد. یکی از اهداف تشبیه هم اغراق و مبالغه است. با این توضیح درمی یابیم که«حسن تعلیل مبتنی بر تشبیه، استعاره، ایهام، آدم پنداری، کنایه،مجاز،غلو و بعضی دیگر از ترفندهای شاعرانه است.»(بدیع ازدیدگاه زیبایی شناسی،وحیدیان کامیار، 1383:133)
باران همه برجای عرق می چکد از ابر
پیداست که از روی لطیف تو حیا کرد (سنایی)
گرشاهدان نه دنیی و دین می برند و عقل
پس زاهدان برای چه خلوت گزیده اند (سعدی)
ح)پیوند اغراق با تنسیق الصفات: «تنسیق الصفات درلغت به معنی آراستن و ترتیب دادن است و در اصطلاح آن است که با نظمی خاص برای موصوف واحد ،صفات متعددی بیان دارند.»(نقد بدیع ، فشارکی، ص121).دراین آرایه شاعر با چینش چند صفت برای یک موصوف علاوه بر ایجاد زیبایی، دست به آفرینش اغراق و مبالغه می زند.
فغان کان لولیان شوخ شیرین کارشهرآشوب
چنان بردند صبر از من که ترکان خوان یغما را (حافظ)
یار من اوباش و قلاش است و رند
بر من او خود پارسایی می کند (سعدی)


نتیجه گیری:
اغراق ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با تخیل شاعر دارد. هرگاه این آرایه با دیگر آرایه های بدیعی و بیانی ترکیب و تلفیق شود، ضمن افزایش زیبایی شعر، تأثیرات شگرفی بر ذهن مخاطب خواهد گذاشت. اغراق موجب خروج مضمون از حد یک امر عادی و متعارف به حوزه عوا طفی خوشایند و شاخص می شود.
آنچه میزان زیبایی وملاک پذیرش اغراق را تعیین می کند، زیبایی وتناسب تصویری است که به وسیله این ترفند ادبی ارا یه می شود.این آرایه را ازمنظر و چشم‌اندازهای متعددی می توان نگریست و مراتب و درجاتی برای آن قایل شد.
ابتدائاً هنری ویا غیر هنری بودن آن و سپس حسی یا غیرحسی بودن اغراق را می توان مورد بررسی قرار داد. آنگاه تقسیم بندی آن را به بیانی، حماسی و بدیعی و همچنین دسته بندی آن را به کنایی،تشبیهی و عادی تجزیه و تحلیل کردو نهایتاً به تشابهات وتفاوت های این اقسام پرداخت. سپس از رهگذر آمیزش و ترکیب آرایه اغراق با شگردهای دیگربیانی وبدیعی ازجمله استعاره، تشبیه، کنایه، مجاز، تجاهل العارف ، تنسیق الصفات، تضاد،حسن تعلیل و... به تأمل و تعمق نشست.
و در خاتمه دریافت که شاعر از به کارگیری اغراق در شعر و تلفیق آن با صنایع دیگر ادبی ، اهداف و اغراضی در سر دارد که عبارتند از: ایجادشگفتی واعجاب ، کوچک ویا بزرگ نمایی(برجستگی و تشخص)،تأثیرات عاطفی "روحی و فکری،عادت زدایی در زبان عادی و تبدیل آن به زبان هنری و برتر، تصویرسازی و خیال‌انگیزی، گسترش صورخیال و نیز التذاذ هنری، زیبایی سخن، جلب توجه خواننده و باورپذیری و تقویت ذهن و نفوذ برمخاطب.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ:
1ـ شفیعی کدکنی،محمدرضا، صورخیال در شعرفارسی،چاپ یازدهم، تهران، آگاه 1386
2ـ شمیسا، سیروس،انواع ادبی،چاپ اول، تهران، باغ آینه1370
3ـ فشارکی،محمد،نقد بدیع، چاپ اول ،تهران، سمت 1379
4ـ شمیسا،سیروس، نگاهی تازه به بدیع، چاپ چهاردهم، تهران ، فردوس1381
5ـ حمیدیان،سعید،آرمان شهر زیبایی،چاپ اول، تهران، قطره 1373
6ـ وحیدیان کامیار، تقی، بدیع ازدید زیبایی شناسی، چاپ اول، تهران، سمت 1383
7ـ غلام،محمد،هنر و ادب فارسی(دوره پیش‌دانشگاهی، رشته هنر4/594)، تهران، سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی (انتشارات مدرسه)، 1380

/ 1 نظر / 178 بازدید
آرزو نوری

سلام و عرض ادب. با اجازه دو تا شعر از خودم براتون می فرستم در صورت صلاحدید استفاده فرمایید/ با تشکر: آرزو نوری 1) قفس بی پرنده ای بودم خنده نه، طرح خنده ای بودم زیر چرخی که زندگانی بود من فقط چرخ دنده ای بودم 2) من بهمن ام همواره از کوهی سرازیر تو جاده ای با پیچ و خم های نفس گیر می غلطم و می لغزم و می ریزم از کوه با سنگها و صخره های راه درگیر فکر رسیدن می کنم هر روز و هر شب با پا و با سر می دوم بی هیچ تاخیر اما در آن پایین به پای کوه سنگی تو داده ای دست خودت را دست تقدیر قسمت نبوده، نیست، اما، احتمالا مغز تو را این حرفها کردند تسخیر بیهوده می کوشم برای با تو بودن وقتی که می جنگی تو با هر گونه تغییر این برف سنگین آب خواهد شد سرانجام بر جای خود باقی است اما جاده پیر!