جايي که برادر به برادر نکند رحم . . . بيگانه براي تو برادر شدني نيست

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم، کسی یار کسی نیست . 


هر مرد شتر دار اويس قرني نيست

هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

هر سنگ و گلي گوهر ناياب نگردد

هر احمد و محمود رسول مدني نيست

بر مرده دلان پند مده خويش نيازار

زيرا که ابوجهل مسلمان شدني نيست

با مرد خدا پنجه ميفکن چو نمرود

اين جسم خليل است که آتش زدني نيست

خشنود نشو دشمن اگر کرد محبت

خنديدن جلاد ز شيرين سخني نيست

جايي که برادر به برادر نکند رحم

بيگانه براي تو برادر شدني نيست

صد بار اگر دايه به طفل تو دهد شير

غافل مشو اي دوست که مادر شدني نيست

..........................................................

از غزليات شمس تبريزى



/ 0 نظر / 38 بازدید