حافظ :

 
دلم جز مهر مهرويان طريقی بر نمی گيرد
ز هر در می دهم پندش وليکن درنمی گيرد
خدا را ای نصيحتگو حديث ساغر و می گو
که نقشی در خيال ما از اين خوشتر نمی گيرد
/ 1 نظر / 2 بازدید
محمود

توی ساحل ، روی شنها، قایقی به گِل نِشَسته یکی با چشمون گریون ، گوشه ای تنها نِشَسته نگاه پُر اضطرابش به افق ، به بینهایت ساکته ، اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت / خیلی جالب بود برام که به وبلاگت سر زدم ، به سایت من سر بزن .. خوشحال میشم ... http://www.iransohrab.net