پر کن پیاله را

هان ای عقاب عشق

از اوج قله های مه آلود دوردست!

پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من

آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد!

آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد!

در را ه زندگی

با این همه تلاش و تمنا و تشنگی

با این که ناله می کنم از دل که :

آب……… آب……….!

دیگر فریب هم به سرابم نمی برد

پر کن پیاله را !

فریدون مشیری

/ 0 نظر / 4 بازدید