اشعار وداع با ماه رمضان

....................... 

آمدیم از سفر دور و دراز رمضان
پی نبردیم به زیبایی راز رمضان

هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا
هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان

سر به آیینه «الغوث» زدم در شب قدر
آب شد زمزمه راز و نیاز رمضان

دیدم این «قدر» همان آینه «خلّصنا»ست
دیدم آیینه‌ام از سوز و گداز رمضان

بیش از این ناز نخواهیم کشید از دنیا
بعد از این دست من و دامن ناز رمضان

نکند چشم ببندم به سحرهای سلوک
نکند بسته شود دیده باز رمضان

صبح با باده شعبان و رجب آمده بود
آن که دیروز مرا داد جواز رمضان

شام آخر شد و با گریه نشستم به وداع
خواب دیدم نرسیدم به نماز رمضان

علیرضا قروه

 .......................

قسم به عشق جدایی ز آشنا سخت است
جدایی از سحر و محفل دعا سخت است

برای دیده شب زنده دار خود گریم
قسم به اشک سحر دوری از بکا سخت است

صفای هر دل عاشق مرو مرو رمضان
...
دوباره رویت دلهای بی صفا سخت است

بیا مرو که شیاطین دوباره می آیند
بدون جلوه تو انس با خدا سخت است

دوباره وقت اذان غفلت عارضم گردد
غم جدایی از ذکر ربنا سخت است

پرستوی دل ما را ز بام خود مپران
که ترک سفره شاهانه بر گدا سخت است

بعید نیست به زودی فرارسد مرگم
امان که این سفر آخرت دلا سخت است

قیامتی است قیامت که روز وانفساست
اگر نظر ننماید امام رضا(ع) سخت است

مرا به ساحل دیدار دلبرم برسان
شکسته کشتی و دریایی از بلا سخت است

بگو به خیمه نشینان جبهه ای شهدا
فدائیان حسین دوری از شما سخت است

هنوز مرغ دل خسته ام مهیا نیست
هنوز پر زدنم سوی کربلا سخت است

خدا کند به دلم مهر نوکری بزنند
خدا کند خودشان سوی دلبرم ببرند

شاعر: سید محمد میرهاشمی

منبع : سایت عاشورا

/ 0 نظر / 6 بازدید