ايراني به سرکن خواب مستي :

ايراني به سرکن خواب مستي
برهم زن بساط خود پرستي
که چشم جهاني سوي تو باشد
چه از پا نشستي
در اين شب سپيده نادميده
تيغ شب به خونش درکشيده
اميد چه داري از اين شب
که در خون کشيده سپيده
تيغ بر کش آذر فشان نغمه ها را تندري کن
در دل شب رخ بر فروز کار مهر خاوري کن
از درون سياهي برون تاز
پرچم روشنائي برافراز
تا جهاني از تباهي وارهاني
ديو شب را تيغ بر دل برنشاني
با خواري در روزگار ننگ باشد زندگاني
مرگ به تا چنين زندگاني
اي مبارز اي مجاهد اي برادر
دل يکي کن ره يکي کن بار ديگر
راه بگشا سوي شهر روشني ها
روزگار تيرگي ها برسرآمد

دلا ديدی که خورشيد از شب سرد
چو آتش سر ز خاکستر برآورد
زمين و آسمانگلرنگ و گلگون
جهان دشت شقايق گشت ازين خون
نگر تا اين شب خونين سحرکرد
چه خنجرها که از دلها گذر کرد

ز هر خون دلی، سروی قد افراشت
ز هرسروی، تذروی نغمه برداشت
صدای خون در آواز تذرو است
دلا اين يادگار خونسرو است

/ 2 نظر / 4 بازدید
سينر

سلام ياد تصنيف «از خون جوانان وطن لاله دميده» افتادم

سينرژی

سلام ببخشيد٬ پيام قبلی در حین تايپ ارسال شد.