عاشقانه-73

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

ديدي اي دل كه غـم عشـق دگر بار چه كرد

 

چـون بشد دلبـر و بـا يـار وفـادار چـه كرد

 

آه از آن نرگس جـادو كـه چه بـازي انگيخت

 

آه از آن مست كـه با مردم هشيار چـه كـرد

 

 

حافظ

 

ققنوس : . . . اين غزل از خاقانی را به نويسنده اين وب نوشته در طبقی از اخلاص تقديم می کنم:

ای آتش سودای تو خون کرده جگرها

بر باد شده در سر سودای تو سرها

 در گلشن اميد به شاخ شجر من

گلها نشکفند و برآمد نه ثمرها

ای در سر عشاق ز شور تو شغب‌ها

وی در دل زهاد ز سوز تو اثرها

آلوده به خونابه‌ی هجر تو روان‌ها

پالوده ز انديشه‌ی وصل تو جگرها

وی مهره‌ی اميد مرا زخم زمانه

در ششدر عشق تو فرو بسته گذرها

کردم خطر و بر سر کوی تو گذشتم

بسيار کند عاشق ازین گونه خطرها

خاقانی از آنگه که خبر یافت ز عشقت

از بی خبری او به جهان رفت خبرها

/ 2 نظر / 3 بازدید
محمد

سلام. فغقط ميگم سلام. خسته نباشی و ..... . التماس دعا. يا حق.

gognoos32111

با سلام و درود. طراوت و شادابی از اين وب نوشته می ريزد. من که مشعوف شدم و اين غزل از خاقانی را به نويسنده اين وب نوشته در طبقی از اخلاص تقديم می کنم: ای آتش سودای تو خون کرده جگرها // بر باد شده در سر سودای تو سرها>>> در گلشن امید به شاخ شجر من // گلها نشکفند و برآمد نه ثمرها >>> ای در سر عشاق ز شور تو شغب‌ها // وی در دل زهاد ز سوز تو اثرها >>> آلوده به خونابه‌ی هجر تو روان‌ها // پالوده ز اندیشه‌ی وصل تو جگرها >>> وی مهره‌ی امید مرا زخم زمانه // در ششدر عشق تو فرو بسته گذرها >>> کردم خطر و بر سر کوی تو گذشتم // بسیار کند عاشق ازین گونه خطرها >>> خاقانی از آنگه که خبر یافت ز عشقت // از بیخبری او به جهان رفت خبرها >>> ايام به کام و اعمال مرضی حق