مـردم ديـده ما جز به رخت ناظر نيست

 

دل سـرگشته مـا غير تو را ذاكـر نيست

 

اشكـم احـرام طـواف حرمـت مي بندد

 

گر چه از خون دل ريش دمي طاهر نيست