شايد وقتى بزرگ شديد، قوى زيبايى بشويد

 
فهيمه خضر حيدرى
خانه هنرمندان ايران امسال بهار تازه را با هياهوى اشتياق برانگيز و شاد كودكان آغاز كرد. با برگزارى جشنواره ۳روزه هانس كريستين اندرسن شوق، زندگى و حال و هواى تازه اى در خانه هنرمندان ايران خلق شد. بهار است و باغ خانه هنرمندان سبز شده است. شكوفه ها يك بار ديگر به زندگى لبخند مى زنند، كودكان به هواى آواز پرندگان لابه لاى بوته هاى گل مى دوند و پدر و مادرهايى كه هنوز كودكى خود را گم نكرده اند، بازگشت به حقيقت ساده دوران كودكى را آه مى كشند. اين روزها در سراسر جهان همه كسانى كه دوران كودكى را محترم شمرده به رسميت مى شناسند و همه آنها كه از نقش جادويى واژگان، افسانه ها، قصه ها و شعرهاى ناب وزلال در پرورش خلاقيت، احساس و آرزوهاى زيبا در جان و روح كودكان آگاهند، گرد هم آمده اند تا به خالق سرنوشت تلخ دختر كبريت فروش و زيبايى فراموش شده جوجه اردك زشت بگويند، ما همچنان كوچه هاى ذهن تو را قدم مى زنيم و بوى خوش زندگى را با پرواز جوجه اردك زشتى كه سرانجام روزى توانست چونان قويى مغرور در زيبايى خود بنگرد، به درون مى كشيم.
207213.jpg
«او زندگى را قصه اى مى داند كه بايد آن را باز گفت، او ظاهراً مرده است، او از آن جهان است و جدا افتادگان را پيوند مى دهد و زيبايى ها را مى نماياند و قلبهاى ما را لمس مى كند. آنچه به ما مى بخشد فراتر از افسانه هاى پريان است، او همه تارهاى قلب آدمى را مى نوازد، كارهاى او عين زندگى است.»
بخشى از پيام لوگوى جشنواره هانس كريستين اندرسن
هانس كريستين اندرسن نويسنده مشهور دانماركى در آوريل۲۰۰۵ دويست ساله شد. كميته بزرگداشت اندرسن در دانمارك به همين مناسبت و با هدف تجليل از مقام او به عنوان نويسنده اى با شهرت جهانى برنامه اى منسجم براى برگزارى جشنواره جهانى اندرسن تدارك ديد و از همه كشورهاى علاقه مند دعوت كرد تا در اجراى هر چه بهتر و وسيع تر اين جشنواره جهانى مشاركت فعال داشته باشند. در ايران هم شوراى كتاب كودك از مهرماه۱۳۸۳ در تدارك برگزارى جشنواره اندرسن بود و در ارتباطاتى كه با كميته مركزى جشنواره در دانمارك برگزار كرد، توانست مجوز برگزارى جشنواره با استفاده از آرم رسمى و جهانى بزرگداشت اندرسن دريافت دارد و كار خود را آغاز كند. اما مسأله به همين جا ختم نمى شد. اندرسن دويست ساله در ايران تنها ۷۰سال دارد. اولين بار مسعود فرزاد در ۱۳۱۰ اندرسن را به خواننده فارسى زبان معرفى كرد. ولى تا زمان برگزارى جشنواره هنوز بسيارى از نويسندگان و هنرمندان ايرانى با اندرسن آشنا نبودند و جز نسرين خسروى كه داستان بندانگشتى او را تحت عنوان دختر باغ آرزو به صورت كتابى تصويرگرى كرده بود، تقريباً هيچ يك از هنرمندان ايرانى به تصويرگرى آثار او نپرداخته بودند. اولين اقدام شورا مذاكره با تصويرگران كتاب كودك و انتقال اطلاعات مربوط به آثار اندرسن به آنها بود. از طرفى اكثر مترجمان ايرانى نيز اصولاً اندرسن را به عنوان شاعر نمى شناختند و شناختشان از او به چند داستان مشهور مثل دخترك كبريت فروش يا جوجه ارك زشت محدود مى شد. شورا اشعار اندرسن به زبان انگليسى را در اختيار گروهى از مترجمان قرار داد و همچنين با بازيگران و كارگردانهاى تئاتر، قصه گوها، مجسمه سازان، نقاشان و پويانماهاى زيادى به واسطه اندرسن ارتباط برقرار كرد. دكتر نوش آفرين انصارى، دبير اجرايى شوراى كتاب كودك و عضو كميته برگزارى جشنواره اندرسن در ايران مى گويد: «تمام كسانى كه مى بينيد در اينجا كارهاى هنرى و خلاق ارائه داده اند اشخاصى هستند كه شورا با آنها كاركرد و كوشيد تا اندرسن و جنبه هاى مختلف آثارش را به آنها بشناساند . . . >>>