سفر به خير

به كجا چنين شتابان ؟

گون از نسيم پرسيد ،

دل من گرفته زين جا ،

هوس سفر نداري

ز غبار اين بيابان ؟

همه آرزويم ، اما

چه كنم كه بسته پايم

به كجا چنين شتابان ؟

به هر آن كجا كه باشد ، به جز اين سرا سرايم ،

سفرت به خير اما ، تو و دوستي ، خدا را

چو از اين كوير وحشت ، به سلامتي گذشتي ،

به شكوفه ها ، به باران ،

برسان سلام ما را

نيشابور 1327

همنشين دل : يکی از معدود شعرهايی است که به طورکامل حفظ کرده ام وگاهی که حال زمزمه پيداکند در دلم آنرازيرلب ميخوانم.استاد شفيعی کدکنی انسان بی نهايت وارسته ای هستند.وبسيار باسواد.تحقيقات بسيار ی در ادبيات دارند.کتاب(هزاره دوم آهوی کوهی)را از ايشان حتما خوانده ايد.مجموعه ای از اشعار خودشان است...