دامن كشان همي شد در شرب زر كشيده

 

صـد ماهـرو ز رشكش جيب قصب بريده

 

از تـاب آتـش مي بر گرد عارضش خـوی

 

چون قطره هاي شبنم بر برگ گل چكيده