حلاج

در آينه دوباره نمايان شد ،

با ابر گيسوانش بر باد

باز آن سرود سرخ “ اناالحق “

ورد زبان اوست ،

تو در نماز عشق چه خواندي ؟

كه سالهاست ،

بالاي دار رفتي و اين شحنه هاي پير ،

از مرده ات هنوز پرهيز مي كنند ،

خاكستر تو را

باد سحرگهان

هر جا كه برد ،

مردي ز خاك روييد

در كوچه باغهاي نيشابور ، “ حلاج “ ، ص 46 تا 48

همنشين دل : اين يکی از محبوب ترين شعرها برای من است.

نظر : با تشکر از همنشين دل به خاطر پيامها و تذکر به جای ايشان .