صداي زنگ تلفن همراهش يادآوري مي كند كه پيام كوتاهي دارد . تلفن همراه را بر مي دارد و نگاهي به قسمت پيام ها مي اندازد و بدون توجه به محيط كار و همكارانش بلند بلند مي خندد . مشخص است كه پيام لطيفه يا جوك بوده است . مي گويد : “ جوك هاي دست اول را دوست آذري من برايم مي فرستد ! “ . شماره تلفن همراه مرا مي گيرد . چند صداي زنگ و . . . پيام هاي كوتاه را مرور مي كنم :

 

Ye Tork-e kelas Raghs . . .  “ ،

“ . . . Ye Rashti as sarbazi moaaf mishe choon     ،

“ . . . Ye Ghazvivi ye pesare “ ،

Ye Mashhadi Ashegh-e ye dokhtar-e . . .  “ ،

Ye Ghomi ba ye Baboli ezdevaj mikone . . . “ ،

Ye arab raft . . .  

 

مدتها روي اين موضوع فكر كردم . مطالعه كردم . كتب مختلف تاريخي و ادبي را زير و رو كردم و با چندين دوست مطلع و اهل مطالعه مشورت كردم . تاريخ به من يادآوري مي كند كه تهران دهي بود از توابع ري تا زماني كه ناصرالدين شاه اينجا را به پايتختي برگزيد و از همه طرف به طهران سرازير شدند . خراسان ابومسلم خراساني را داشت و قيام سياهجامگان را . گيلان ميرزا كوچك خان جنگلي را داشت و نهضت جنگل را . آذربايجان ستارخان و باقرخان و قيام تبريز و سردار ملي و سالار ملي را داشت . بوشهر رئيسعلي دلواري را داشت و مبارزه با نفوذ انگليسي ها را . همچنين استان مركزي و قم و . . . كه صفحات زرين تاريخ اين مرز و بوم را مي سازند . . .

 يكي از اين دوستان شعري از دوران جواني استاد شهريار را از ديوان قديمي ايشان برايم آورد كه بسيار دردمندانه و استادانه ، تحقير اقوام و تفرقه اندازي را ريشه يابي و موشكافي كرده است . هر چند رويدادها مربوط به شهريور 1320 است ، اما همچنان تازگي دارد . تصميم گرفتم شعر “ تهران و تهراني “ را در سايت قرار دهم . اميدوارم دوستان عزيز تهراني من دلگير نشوند .

 

سيد فتح الله صدري زاده