وطن داري

هنوزم ز خردي به خاطر درست

كه در لانه ي ماكيان برده دست

به منقارم آن سان به سختي گزيد

كه اشكم ، چو خون از رگ ، آن دم جهيد

پدر ، خنده بر گريه ام زد ، كه هان !

وطن داري آموز از ماكيان  ................