گل در بر و مي در كف و معشـوق به كـام است

 

سلطــان جـهـانـم بـه چنين روز غـلام است

 

گـو شمـع مياريـد در ايـن جمـع كـه امشـب

 

در مجـلـس مـا مـاه رخ دوسـت تمـام اسـت

 

 

حافظ