يكي را شنيدم از پيران مربي كه مريدي را همي گفت : اي پسر ، چندانكه تعلق خاطر آدميزاد به روزي است ، اگر به روزي ده بودي ، به مقام از ملائكه درگذشتي .

فـراموشـت نكـرد ايـزد در آن حـال

كه بودي نطفه اي مدفون و مدهوش

ده انگشت مـرتـب كــــرد بـر كـف

دو بازويت مـركـب ساخت بـر دوش

كـنـون پنــداري اي نـاچيـز همـت

كـه خـواهـد كردنت روزي فرامـوش

 

 

گلستان سعدي ، باب هفتم