روزگار است آنكه گه عزت دهد گه خـار دارد

 

چـرخ بازيگـر از ايـن بازيچه ها بسيـار دارد

 

ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی

 

در يكي از قشون كشي ها كه قائم مقام به همراه عباس ميرزا و پسرش محمد ميرزا براي سركوبي فتنه يزد و كرمان مي رفتند ، قائم مقام تصميم گرفت از فرصت استفاده كند و در نائين به ديدن عارف معروف “ حاج محمد حسين كوزه كناني “ برود . در اين ديدار ، عباس ميرزا و پسرش هم همراه او بودند . پس از ملاقات قائم مقام با اين پيرمرد فرزانه ، موقع خداحافظي ، شيخ آهسته به قائم مقام گفت كه در مورد محمد ميرزا احتياط كند ، چون عاقبت ممكن است كه به دست او كشته شود . . .

در 24 صفر 1251 هجري قمري ، پيشخدمتي به سراغ قائم مقام رفت و خبر داد كه شاه مي خواهد او را ببيند . قائم مقام سوار اسب مي شود و به باغ نگارستان مي رود . ماموراني كه در آنجا انتظارش را مي كشيدند ، پس از رسيدن دستور ، او را در زيرزمين حبس مي كنند . قائم مقام كه متوجه شده بود مي خواهند او را بكشند ، با خون بازويش روي ديوار ، بيت اول غزلي را كه سروده بود ، روي ديوار مي نويسد :

روزگار است آنكه گه عزت دهد گه خار دارد

چـرخ بازيگـر از ايـن بازيچه ها بسيـار دارد

 

بالاخره پس از چند روز ، ميرغضب و دستيارانش ، به دستور شاه و اطرافيانش ، بر سر قائم مقام مي ريزند و براي اينكه سوگند شاه را نشكنند ، او را خفه مي كنند و همان شبانه او را در محوطه حضرت عبدالعظيم دفن مي كنند . آنها به خاطر علاقه اي كه مردم به قائم مقام داشتند ، حتي از مرده اش مي ترسيدند . . .

در عظمت و شرف قائم مقام همين بس كه “ سرجان كمپل “ وزيرمختار انگلستان در ايران كه توانسته بود اكثر درباريان و مقامات ايراني را مطيع خود سازد ، در باره ي او به رؤساي خود نوشته بود :

يك نفر در ايران هست كه با پول نمي شود او را خريد و آن شخص قائم مقام است . “

 

كتايون كيايي وسكويي ، همشهري 21 مردادماه 1383

 

توضيح : در سال 1248 هنگامي كه قائم مقام به همراه محمد ميرزا مشغول خاموش كردن فتنه هرات بودند ، عباس ميرزا دچار بيماري سختي شد و وقتي برايش مسلم شد كه خواهد مرد ، به مشهد عزيمت كرد و قائم مقام و پسرش را به حضور طلبيد . . . همراه او و قائم مقام به حرم امام رضا (ع) رفتند . در آنجا او قائم مقام را قسم داد كه هرگز به پسرش خيانت نكرده و از هيچ گونه خدمتي به او دريغ نكند و پسرش محمدميرزا را هم قسم داد كه هرگز خون قائم مقام را نريزد . . .