گويند عشـق چيست ، بگو ترك اختيار

 

هـر كـو ز اختيار نرست ، اختيار نيست

 

عاشق شهنشهي است دو عالم بر او نثار

 

هيچ التفات شـاه به سـوي نقـار نيست

 

 

مولوي

 

 

حرفهای يک عابر : واقعا که ما انسان- آزاد- و مختار آفريده شده ايم . نه حيوان - دربند و اسير ... چيزی که امروزه به آن انسان می گويند موجوديست از نوادگان انسان که تنها نام انسان دارد اما کارهايش به حيوان شبيه تر است . و گرچه دم ندارد اما کارهايی می کند که حيوانها از آن شرم می کنند . . .