سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمی

 

دل ز تنهايي به جـان آمد خدا را همدمی

 

چشم آسايش كـه دارد از سپهـر تيزرو ؟

 

ساقيا جامي بـه مـن ده تـا بياسايم دمي