اصواتي كه دور مي شوند و از ميان مي روند و مي لرزند ،

 

من گوش مي دهم ،

 

و حسرت و افسوس ، دلم را مي فشرد ،

 

چرا سايه ي قضا و قدر ،

 

ميان دو دل حائل مي شود .

 

بدرشاكرالسياب ، ترجمه غلامحسين يوسفي