اي كــه با سـلسلـه زلـف دراز آمـده ای

 

فرصتت بـاد كـه ديـوانـه نـواز آمـده ای

 

آب و آتش بـه هـم آميخته اي بـا لب لعـل

 

چشـم بـد دور كه بس شعبده بـاز آمده ای

 

 

حافظ