عشق زميني و عشق آسمانی

 

همچو فـرهاد بود كوه كني پيشه ي ما

كـوه ما سينه ي ما ، ناخن ما تيشه ما

بهر يك جرعه مي منت ساقي نكشيم

اشك ما باده ما ، ديده ي ما شيشه ما

آنكه عشق زميني در سر دارد ، مي تواند به معشوق برسد ، اما آنكه داراي عشق آسماني است ، هر چند هميشه در پي معشوق است ، اما تا زنده است به معشوق نمي رسد . عشق آسماني را مي توان در اشعار ، گفته ها و نوشته هاي بزرگاني چون مولوي ، حافظ ، عطار نيشابوري ، شيخ بهايي ، خواجه عبدالله انصاری ، امام خميني (ره) ، جبران خليل جبران و . . . يافت .

برخي انديشمندان را عقيده بر اين است كه دوست داشتن برتر از عشق است . استاد شهيد دكتر علي شريعتي از آن جمله است . در واقع كسي كه بندگان خدا را دوست دارد و به آنها خدمت مي كند ، خدا را هم دوست دارد ، پس عاشق است .

انسانها را بر اساس عشق مي توان به چهار گروه تقسيم كرد :

گروه اول ـ انسانهايي كه عشق آسماني در سر دارند .

گروه دوم ـ انسانهايي كه تنها در پي معشوق زميني هستند . قصه ي حضرت يوسف (ع) را شنيده ايد ؟ برادران حضرت يوسف ، از روي حسادت ، وي را به چاه انداختند و . . . سرانجام وي به عزيزي مصر رسيد . يوسف به حدي زيباروي بود كه زليخا عاشق وي شد ( كه عشق از پرده ي عصمت برون آرد زليخا را )  ، عشق زليخا به يوسف عشقي از نوع زميني بود . يوسف (ع) ، اما عشق آسماني در سر داشت و . . . قصه ي حضرت يوسف ، بدون شك از زيباترين قصص قرآن كريم است .

گروه سوم ـ انسانهايي كه به درجات مختلف ، عشق آسماني و عشق زميني در سر دارند . اغلب مردم در اين گروه قرار دارند .

گروه چهارم ـ انسانهايي كه نشاني از عشق در سر ندارند . اين موجودات به ظاهر انسان هستند و در واقع از حيوانات پست ترند . سري كه عشق در آن نباشد ، بهتر است با پتك له شود ، به شرط آنكه پتكش رايگان باشد ! و كوتاه سخن آنكه به تعداد انسانهاي عاشق ، راه رسيدن به معشوق وجود دارد . آيا قلب شما براي معشوق مي تپد ؟

 

 

 به اميد آنكه عاشق باشيد.

عاشق سوته دل ، سيد فتح الله صدري زاده

 

 

 

 ( به انتخاب گلی خانوم ) :

مردی به نزد رامانوجا آمد. و پرسيد راه رسيدن به خدا را نشانم بده . رامانوجا پرسيد هيچ تا به حال عاشق بوده ای؟ سوال کننده گفت راجع به چه ميگويي من به اينجا آمده ام که عبادت ياد بگيرم نه عشق. يادم بده چگونه دعا کنم .شما راجع به امور دنيوی صحبت ميکنی .رامانوجا غمگين شد و پاسخ داد : من نميتوانم به تو کمک کنم . اگر تو تجربه عشق نداری آن وقت هيچ تجربه ای از عبادت نخواهی داشت . بنابر اين اول به زندگی برگرد و عاشق شو و وقتی عشق را تجربه کردی از آن غنی شدی آن وقت نزد من بيا چون يک عاشق قادر به درک عبادت است ...برای عشق نياز به تلاش نيست عشق مهياست عشق در جوشش و جريان است و تو آن را پس می زنی .

از کتاب زندگی به روايت بودا