زهـي عشـق ، زهـي عشـق كـه مـا راسـت ، خدايا

چه نغز است و چه خوب است و چه زيباست خدايا

چه گرميم ، چه گرميم ، از اين عشـق چو خورشيد

چـه پنهان و چـه پنهان و چـه پيـداسـت خـدايـا

زهــي مــاه ، زهـي مـاه ، زهـي بـاده ي هـمـراه

كــه جــان را و جـهـان را بـيـاراسـت ، خـدايـا

زهـي شـور ، زهـي شـور ، كـــه انگيخته عـالـم

زهــي كـار ، زهــي بـار ، كـه آنجاست ، خـدايا

 

مولوی

 

 

 

 

مهندس ابوذر صغيری  

 

زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا

 زهی قدر و زهی بدر تبارک و تعالی

 زهی فر زهی نور زهی شر زهی شور

  زهی گوهر منثور زهی پشت و تولا

 زهی ملک زهی مال زهی قال زهی حال

  زهی پر و زهی بال بر افلاک تجلی