عـاشـقـان را هر زمانی مردنی است

 مـردن عشـاق خـود يـکنوع نيست

 او دو صـد جـان دارد از نـور هـدی

 وان دو صـد را مي کند هـر دم فدا

 گـر بـريـزد خون من آن دوست رو

 پـای کـوبـان جـان بـر افشانم بر او

آزمودم مـرگ مـن در زنـدگی است

چون رهم زين زندگی پايندگی است

 اقـتـلـونی اقـتـلـونـی يــا ثــقـات

 ان فـی قـتـلی حـيـوه فـی الحيـوه

پارسي گو گر چه تازی خوشتر است

عشـق را خـود صد زبـان ديگر است

 

مولوي به انتخاب مهندس صادق اميدوار (خودروبلاگ )