عشـق چون در سينه ام بيدار شد

از طلـب ، پـا تـا سـرم ايثار شـد

ايـن دگـر مـن نيستم ، من نيستم

حيف از آن عمري كه با من زيستم

 

 

فروغ فرخزاد