اشك است غمگسار دل داغديدگان

شبنم كند خنك ، جگر داغ لاله را

كدام سرد نفس در ميان اين جمع است

كه   مهر  از  لب  گفتار  بر نمي خيزد  !

به  اميدي كه چون باد بهار از در برون آيي

چو گل در دست خود داريم نقد زندگاني را

 

مرد مصاف در همه جا يافت مي شود ،

در هيچ عرصه ، مرد تحمل نديده ام

سهل مشمر ، همت پيران با تدبير را

كز  كمال بال و پر پرواز باشد تير را

چنان گرم از بساط خاك بگذر

كه  شمع  مردم  آينده  باشي

دل   نازك  به     نگاه    كجی   آزرده   شود  

خار در ديده چو افتاد ، كم از سوزن نيست

جيب = گريبان

زرقلب = زر كم عيار و معيوب

طرفه = عجيب ، شگفت انگيز

خلد = جاودان

باغ خلد = بهشت

مصاف = نبرد

مرد مصاف = مرد جنگ

توضيح : صائب تبريزي ، مشهورترين شاعر سبك هندي است. تك بيت هاي صائب به صورت ضرب المثل ورد زبان مردم است .