بخوان

بخوان به نام گل سرخ ، در صحاري شب ،

كه باغها همه بيدار و بارور گردند

بخوان ، دوباره بخوان ، تا كبوتران سفيد ،

به آشيانه ي خونين دوباره برگردند .

بخوان به نام گل سرخ ، در رواق سكوت ،

كه موج و اوج طنينش ز دشتها گذرد ،

پيام روشن باران ، ز بام نيلي شب ،

كه رهگذار شميمش به هر كرانه برد .

ز خشكسال چه ترسي ؟ كه سد بسي ببستند ،

نه در برابر آب ،

كه در برابر نور ،

و در برابر آواز و در برابر شور . . .

در اين زمانه ي عسرت ،

به شاعران زمان ، برگ رخصتي دادند ،

كه از معاشقه ي سرو و قمري و لاله ،

سرودها بسرايند ژرف تر از خواب ،

زلال تر از آب ،

تو خامشي ، كه بخواند ؟

تو مي روي ، كه بماند ؟

كه بر نهالك بي برگ ما ترانه بخواند ؟

از اين كريوه به دور ،

در آن كرانه ببين ،

بهار آمده ، از سيم خاردار گذشته ،

حريق شعله ي گوگردي بنفشه چه زيباست !

هزار آينه جاري ست ، هزار آينه اينك ،

به همسرايي قلب تو مي طپد با شوق ،

زمين تهي ست ز زندان ، همين توئي تنها ،

كه عاشقانه ترين نغمه را دوباره بخواني ،

بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان ،

حديث عشق بيان كن ، بدان زبان كه تو داني “ .

 

توضيح : دكتر محمد رضا شفيعي كدكني به سال 1318 شمسي در كدكن از روستاهاي تربت حيدريه خراسان متولد شد . دوران نوجواني و جواني را در مشهد سپري كرد و تحصيلات ابتدائي و متوسطه را در اين شهر مقدس گذراند . وي از دانشكده ي ادبيات مشهد در رشته ي ادبيات فارسي ليسانس گرفت و در كنار آن علوم اسلامي و فلسفه ي قديم را از استادان مدارس قديمي خراسان از جمله ، مرحوم اديب نيشابوري ، مرحوم آقاسيد مدرس يزدي ( در ادبيات عرب ) و آيت الله حاج شيخ هاشم قزويني و آيت الله ميلاني ( در فقه و اصول ) فرا گرفت .

در دانشكده ادبيات دانشگاه مشهد از محضر اساتيدي چون مرحوم دكتر رجايي و مرحوم دكتر يوسفي و دكتر فياض سود برد تا اينكه به تهران آمد و در دانشگاه تهران به تحصيلات عاليه ادامه داد و دكتراي ادبيات فارسي را از اين دانشگاه اخذ نمود . دكتر شفيعي كدكني در دانشگاه تهران از محضر اساتيدي چون مرحوم فروزانفر ، مرحوم خانلري و مرحوم دكتر معين بهره مند شد . وي هم اكنون به تدريس در دانشكده ي ادبيات دانشگاه تهران اشتغال دارند . از مجموعه هاي شعري ايشان مي توان به عناوين زير اشاره كرد :

شبخواني ( مشهد ، توس ، 1344 ) ، زمزمه ها ( مشهد ، اميركبير ، 1344 ) ، از زبان برگ ( تهران ، توس ، 1347 ) ، در كوچه باغهاي نشابور ( توس 1350 ، تاكنون هفت بار تجديد چاپ شده است ) و نيز “ بوي جوي موليان “ و “ از بودن و سرودن “ و “ مثل درخت در شب باران “ . . .

دكتر شفيعي كدكني در شعر “ م-سرشك “ تخلص مي كند و با زبان عربي و انگليسي آشنايي دارد و ترجمه هايي از وي منتشر شده است از جمله “ آوازهاي سندباد “ و مقالات بسياري در باب ادب فارسي قديم و معاصر در مجلات سخن و راهنماي كتاب ، “ جهان نو “ و مجلات ديگر . . .

شعر او آميزه اي است از طبيعت و اجتماع و عشق با بينشي عارفانه و زباني گيرا و جذب كننده .

از سروده هاي بسيار معروف او مي توان “ حلاج “ ، “ دريا “ ، “ خون سياووشان “ و . . . را نام برد ./