دعوتمان كرده بودند ،

تا در عروسي پسران شيطان شركت كنيم ،

تا پايان شب پاي كوبي كرديم و هلهله ،

اما عروس ها نيامدند ،

مي گفتند رفته بودند گل بچينند ،

بهار گذشت نيامدند ،

زمستان آمد ،

اما خبري از عروس هاي شيطان نشد ،

مانديم سرگردان ،

صاحب خانه ها ،

در غيبتمان خانه ها را فروخته بودند ،

و يا كوبيده بودند تا آپارتمان بسازند ،

جايي نداشتيم برويم ،

مانديم وسط بيابان در امان خدا ،

و شيطان انگار ما را نمي شناخت از اول .

 

ضياءالدين ترابی

 

سينرژی : اگر ممكن از اشعار دكتر شفيعي كدكني هم بنويسيد . شعر " گون و نسيم"  ايشان بسيار زيباست ولي متاسفانه من با اشعار ايشان آشنايي زيادي ندارم .

پاسخ سينرژی : تعدادی از اشعار استاد محمدرضا شفيعی کدکنی به عنوان نمونه در آرشيو ( پاييز ) آمده است . در آينده نيز اشعاری از ايشان انتخاب می کنيم . هدف من بيشتر آشنايی با شعر و ادبيات است . خيلی از نوشته هايی که تحت عنوان شعر يا سروده يا شعر نو در روزنامه ها به چاپ می رسد بيشتر نثر موزون است . گاه حتی موزون هم نيست . آشفته است . شعر نيمايی قالب و محتوای خاصی دارد . همان طور که غزل هم علاوه بر قالب خاص به محتوای غزل هم نياز دارد . ظرف ( قالب ) اگر چه مهم است اما مظروف ( محتوا ) مهم تر است . شاعر بايد بداند چه می گويد و ديگران هم با شعر او ارتباط برقرار کنند . البته شعر ممکن است تاريخ مصرف داشته باشد مثل خيلی از اشعار با محتوای سياسی که پس از طی دوره ای خاص ديگر از يادها می روند . اشعار استاد شفيعی کدکنی ماندگارتر و دلنشين تر هستند . . .