عزاداري ، مرگ ، جنگ ، شكست ، پيروزي ، عيد نوروز ، تولد ، ختنه ، عشق ، حنابندان ، عروسي و بسياري چيزهاي ديگر در فرهنگ ايراني تنها با آئين ويژه ي خود جلوه مي كنند و عجيب آن كه موسيقي ، بخش جدايي ناپذير تمامي اين آئين ها است .

در سامان ( شهري در حد فاصل اصفهان-شهر كرد ) ساعت سه بامداد صبح عاشوراي هر سال آئين موسيقايي چاق چاقو برگزار مي شود . موسيقي اين آئين در دستگاه نوا است و دو قطعه سنگ يا چوب تخت در دست هر نفر با نظمي خاص بر هم كوبيده مي شود ( صداي چاق چاق مي دهد ) . بر اساس تحقيقات محمدرضا درويشي (1) ، پژوهشگر معاصر ، مشابه اين آئين در نواحي لاهيجان ، آران كاشان ، ابيانه نطنز ، سمنان ، سبزوار و . . . با عناويني چون سنگ زني ، كرب زني ، كارب زني ، سنج زني ، جغجغه زني و . . . همچنان رواج دارد . در مراسم چاق چاقو چنين مي خوانند :

امشب جناب فاطمه

با اضطراب و واهمه

آيد به دشت كربلا

گردد به دور خيمه ها

گويد حسين من چه شد

نور دو عين من چه شد

حسين حسين حسين حسين

مظلوم حسين ، غريب حسين

حروف و کلمات آخر مصرع ها آهنگ قطع می شود و آهسته تلفظ می شود .

(1)-از ميان سرودها و سكوت ها ، محمدرضا درويشي ، نشر ماهور - 1380

 

مهندس صغيری ( بوشهر ) :

ای صبحدم يکدم مدم

يک امشب از بهر خدا.

تا که حسين کشته نگردد در زمين کربلا......

 کاش خورشيد روز عاشورا هيچگاه طلوع نميکرد!