10- هشياری

 

عشق پيدا بود ، موج پيدا بود ،

آب پيدا بود ، عكس اشياء در آب ،

سفر دانه به گل ، سفر پيچك اين خانه به آن خانه ،

سفر ماه به حوض

فتح يك قرن به دست يك شعر ،

فتح يك باغ به دست يك سار ،

فتح يك كوچه به دست دو سلام ،

همه ي روي زمين پيدا بود ،

نظم در كوچه ي يونان مي رفت ،

جغد در “ باغ معلق “ مي خواند

من چه سبزم امروز ،

و چه اندازه تنم هشيار است !