8- طبيعت گرايی

 

چترها را بايد بست ،

زير باران بايد رفت

روشني را بچشيم ،

شب يك دهكده را وزن كنيم ، خواب يك آهو را ،

گرمي لانه ي لك لك را ادراك كنيم

و نگوييم كه شب ، چيز بدي است

دشت هايي چه فراخ ،

كوه هايي چه بلند ،

در گلستانه چه بوي علفي مي آيد ،

پشت تبريزي ها ،

غفلت پاكي بود

ظهر تابستان است ،

سايه ها مي دانند ، كه چه تابستاني است ،

سايه هاي بي لك ،

گوشه اي روشن و پاك ،

كودكان احساس !  جاي بازي اينجاست

 

سينرژی : اگر علاقمند به طبيعت و کوهنوردی باشيد بيشتر به زيبايی اين اشعار پی خواهيد برد.