یکی از بی‌تکلف‌ترین نمونه‌های نثر فارسی کهن، سیاست‌نامه یا سیرالملوک خواجه نظام الملک طوسی است که همگان بر ارزش ویژه آن به عنوان یک شاهکار نثر فارسی اتفاق نظر دارند.
نظام‌الملک در این کتاب اخلاقی سیاسی کوشیده است ضرورت مبتنی‌سازی سیاست بر اخلاق را به عنوان بخشی از مفهوم حضور "عقیده" در عرصه حیات اجتماعی و سیاسی تبیین کند و به عنوان جوهره حاکمیت عقلانی و دینی به حکام سلجوقی و پادشاهان پس از ایشان بقبولاند.
به این منظور حکایاتی کوتاه و بلند، گفته‌هایی از مشاهیر و اندرزهایی قرآنی و روایی در کنار دیدگاههای صریح نویسنده چیده شده‌اند که توجه به چینش آنها در کنار هم لازمه درک راهبرد این حکیم قرن پنجم برای پیش‌بردن هدف‌های آشکار و پنهان خویش از این تالیف ظریف سیاسی اجتماعی است.
این را نیز نباید از خاطر برد که نظام الملک خود وزیر دربار سلجوقی بوده و طبعا تالیف چنین کتابی میزان انطباق گفته‌ها و عملکردهای وی را با یکدیگر در معرض توجه پادشاهان و عموم درباریان قرار می‌داده است، بنابراین می‌توان گفت شاید اگر احتیاط‌های ناشی از اشتغال خواجه در دربار وجود نمی‌داشت اثری صریح‌تر و منقح‌تر را برای آیندگان به یادگار می‌نهاد.
نظام الملک که در 407 یا 408 هجری قمری متولد شد. از دهقان‌زادگان بیهق (سبزوار) بود اما به سبب دانش اندوختنش در طوس با عنوان طوسی شهرت یافت.


وی 29 سال مدیریت سیاست‌های داخلی و خارجی دربار آلب ارسلان و ملکشاه سلجوقی را عهده‌دار بود و تردیدی نیست که خود وی ملکشاه را در 17 یا 18 سالگی به پادشاهی رساند.
اهتمام به تاسیس نظامیه‌ها در سراسر نقاط و شهرهای ایران نشانگر اعتقاد این حکیم ایرانی به انقلاب فرهنگی برای بازیابی استقلال واقعی ملت با استقرار دیانت و حکمت اصیل اسلامی است.
وی بیشترین اهتمام را به مبارزه با پراکندگی و مقابله با شکل‌گیری حکومت‌های طایفه‌ای در نقاط مختلف کشور داشت و در عین عمل‌گرایی، به حدی مراقب رعایت آداب و مناسک دینی بود که هر جا صدای اذان می‌شنید، بلافاصله دست از کار می‌کشید وبه نماز می‌ایستاد.
این توجه عملی خواجه به دیانت و عقلانیت در تمام کارها، عامل اصلی نظم و تربیت اعتقادی و عمل‌گرایانه زیردستان وی در سراسر کشور و در عین حال پرهیز آنان از عمل‌زدگی بودکه باعث شد درست در حالی که اروپا را سراسر فقر و فلاکت و قحط فراگرفته بود ایران عصر سلجوقی به عنوان کشوری که غرق در نعمت و پیشرفت است مورد توجه دیگران قرار گیرد.
ابن کثیر در کتاب "البدایه و النهایه" می‌نویسد، زنی ضعیف و درمانده از خواجه یاری طلبید. خواجه ایستاد تا به مشکل او رسیدگی کند اما اطرافیان خواجه خواستند آن زن را از وی دور کنند. خواجه آنان را نهی کرد و فرمود:
"شما برای خدمت به چنین انسان‌های ضعیف و درمانده‌ای گمارده شده‌اید وگرنه پادشاهان و امرا نیازی به خدمت شما ندارند."
ذهبی نیز در "اعلام النبلا" می‌نویسد:
"خواجه نظام الملک از کسانی بودکه خیر و تقوای فراوانی در آنها دیده می‌شد و گرایش خاصی به انسان‌های صالح داشت و از پند و اندرزشان متاثر می‌گشت و اگر کسی عیوب وی را برایش بازگو می‌کرد از آن شخص قدردانی می‌نمود و وی را گرامی می‌داشت... و هیچگاه بی‌وضو درمجلس نمی‌نشست".
همچنین ابن عطیه، ابیاتی عربی در وصف خواجه نظام الملک دارد که ترجمه برخی از آنها چنین است:
"وزیر، نظام الملک در یتیم شرف بود که خدا وی را آفرید و روزگار قدر او را ندانست".
چنین شخصیت بی‌بدیلی سرانجام در سال 485 هجری در حالی که عازم بغداد بود درحوالی کرمانشاه به طرز مشکوکی به قتل رسید تا مرگ وی نیز شاهدی بر جفاکاری روزگاران در حق خوبان و دشمنی سفلگان با عقل ورزان باشد.
ملک‌الشعرای بهار در کتاب سبک‌شناسی خود، سیاست‌نامه (سیرالملوک) را از حیث سهولت نثر شبیه با تاریخ بلعمی و از حیث تازگی اصطلاحات و ترکیب‌سازی‌ها و استعارات و ارسال مثل‌ها و دقت در جزئیات با تاریخ بیهقی قابل مقایسه می‌داند.
انتخابی از سیاست‌نامه (سیرالملوک)
چنین گویند که در روزگار عمر بن عبدالعزیز قحط افتاد و مردم در رنج افتادند. قومی از عرب نزد وی آمدند و بنالیدند و گفتند یا امیرالمومنین ما گوشت‌ها و خون‌های خویش بخوردیم اندر قحط. یعنی لاغر شدیم و گونه‌ها زرد شد از نیافتن طعام، و واجب ما اندر بیت المال توست.
این مال آن توست یا آن خدای عزوجل یا آن بندگان خدای است؟
اگر از آن بندگان خدای است از آن ماست و اگر از آن خدای است خدای را بدان حاجت نیست و اگراز آن توست و تصدق علینا ان‌الله یجزی المتصدقین. تفسیر چنان است که بر ما صدقه کن که خدای تعالی مکافات‌کننده نیکوکاران است. و اگر از آن ماست به ما ارزانی‌دار تا از این تنگی برهیم که پوست بر تن‌های ما خشک شد.
عمربن عبدالعزیز را دل بر ایشان بسوخت و آب به چشم اندر آورد، گفت همچنین کنم که شما گفتید. هم در ساعت بفرمود تا کار ایشان بساختند و مقصود حاصل کردند و چون خواستند برخیزند و بروند عمر بن عبدالعزیز گفت‌ای مردمان کجا می‌روید؟ چنانکه سخن بندگان خدای با من گفتید سخن من با خدای تعالی بگویید، یعنی مرا دعا کنید.
پس اعرابیان روی سوی آسمان کردند و گفتند یا رب به عزت تو، که با عمر بن عبدالعزیز آن کنی که با بندگان تو کرد. و چون دعا تمام کردند، هم در وقت ابری آمد و بارانی سخت اندرگرفت و از ژاله یک خشت پخته بر سرای عمر آمد و شکست و از میان وی کاغذی بیرون آمد، نگاه کردند بر وی نبشته بود:
هذا برائه من‌الله العزیز الی عمر بن عبدالعزیز من النار و به پارسی چنان است که امانی است از خدای عزیز به عمر بن عبدالعزیز از آتش دوزخ.
و در این معنی حکایات بسیار است. این قدر یاد کرده آمد و کفایت است.
***
چنین آمده است اندر اخبار که یوسف پیغامبر صلوات‌الله علیه، چون از دنیا بیرون رفت، می‌آوردند او را تا اندر حظیره ابراهیم صلوات‌الله علیه نزد پدران او دفن کنند. جبرئیل علیه‌السلام بیامد، گفت: هم اینجا بدارید که آن جای او نیست. چه او را جواب ملک که رانده است، به قیامت می‌باید دادن.
پس چون حال یوسف پیغمبر چنین باشد، بنگر تا کار دیگران چگونه بود.
* * *
و در خبر از پیغمبر، صلی‌الله علیه، چنان است که: هر که را روز قیامت حاضر کنند از کسانیکه ایشان را بر خلق دستی و فرمانی بوده باشد، دست‌های او بسته بود، اگر عادل بوده باشد عدلش دست او گشاده کند و به بهشت رساند و اگر ظالم بود جورش همچنان بسته با غل‌ها او را به دوزخ افکند.
و هم در خبر است که روز قیامت هر که او را بر کسی فرمانی بوده باشد در این جهان، بر خلق یا بر مقیمان سرای و بر زیردستان خویش، او را بدان سوال کنند.
شبانی که گوسفندان نگاه داشته باشد، جواب آن از او بخواهند.
* نظام الملک در سیاست نامه، راه مبتنی‌سازی سیاست بر اخلاق و حضور عقیده در عرصه حیات اجتماعی و سیاسی را به حاکمان می‌نمایاند
* سهولت نثر، تازگی اصطلاحات و ترکیب‌‌ها و دقت در جزئیات ازجمله امتیازات ادبی سیاست نامه است.

روزنامه جمهوری اسلامی