رباعی های خیام اشعاری برای همیشه اند با اندوه و لبخندی انسانی .علی تسلیمی در کتاب «رباعی‌های خیام و نظریه کیمیت زمان (کمیت- کیفیت زمان)» در پی آن است که راز و رمز رباعی ها و پیام خیام را دریابد. او با بخش‌بندی‌ سه‌گانه پیشاخیامی، خیامی و پساخیامی به این مهم می پردازد:بخش پیشاخیامی، که به سده‌های پیش از خیام بازمی‌گردد، نگاهی کوتاه دارد به اندیشه‌های خیامی در لابه‌لای آثار شاعران، فیلسوفان و نمایشنامه‌نویسانی که اندیشه‌هایی مانند خیام داشته‌اند: اندیشه‌های خاوری و باختری در کنار هم نهاده شده‌اند تا گفته شود کدام یک از آنان خیامگی را به مانند یک فرزند، سرکوب نموده و یا پسرکشی به راه انداخته‌اند و آیا با این کار، خیامی‌گری از میان رفته است؟ بخش خیامی به روزگار خیام برمی‌گردد که گاه نشانه‌های آن تا یک سده پیش نیز در ایران دیده می‌شود. خیامی‌گری در این روزگار، با رباعی‌های خیام ساختاری نیرومند به خود گرفته تا گفتمانش را در برابر گفتمان عرفانی و معناگرا، برجسته‌تر سازد و با عرفان به بازی گفتمانی بپردازد.

بخش پساخیامی که کمتر از یک سده در ایران و بیش از دو سده در اروپا پیشینه دارد، از ساختارهای بسته خیامی بیرون می آید و با اندیشه‌های دیگر پیوند می‌یابد تا به جهان‌های تازه، آزاد و پویاتری بپیوندد. در این بخش بسیاری از آثار امروزی معرفی شده و سه رمان شناخته شده جهان بررسی گردیده است: «بوف‌کور» هدایت، «زوربای‌یونانی» کازانتزاکیس و «جاودانگی» میلان کوندرا. به عقیده تسلیمی در رباعی‌های خیامی، عناصری چون جبر سنتی، پند و اندرز و پیر آرمانی برچسبی است و پیوند آنها با خیام، پیوند قطب‌های ناهم‌نام است. اما پیوند خیام با آزادی‌های اجتماعی انسان ناهم‌نام نیست، چنانچه کوندرا اشاره‌های سیاسی و اجتماعی را با جنبه‌های فردی پیوند می‌زند. اینجاست که سرسختی و ایستایی ساختارهای خیامی‌گری در پساخیامی از میان می‌رود تا پویا شود. پویایی همان گوناگون شدن است که خیام را از پدر شدن و خودکامگی بیرون می‌آورد. شیوه پساخیامی، هم می‌تواند خیامی‌گری و کیمیت را دگرگون کند و هم از آن فراروی کند و به جهان‌های تازه پا گذارد. «رباعی‌های خیام و نظریه کیمیت زمان» نوشته علی تسلیمی را انتشارات کتاب آمه در 248 صفحه منتشر کرده است.

مردم سالاری : جواد لگزیان