سکوت دسته گلی بود

میان حنجره من.

***

ترانه ساحل،

نسیم بوسه من بود و پلک بازتو بود.

برآبها پرنده باد،

میان لانه صدها صداپریشان بود.

برآبها،

پرنده، بی طاقت بود.

***

صدای تندر خیس

و نور، نورتر آذرخش،

درآب، آینه ای ساخت

که قاب روشنی از شعله های دریا داشت.

***

نسیم بوسه و

پلک تو و

پرنده باد،

شدند آتش و دود.

میان حنجره من،

سکوت دسته گلی بود.

.

یدالله رویایی


یدالله رویایی در سال1310 در دامغان به دنیا آمد. آموزش دبستانی و دبیرستانی خود را در زادگاهش به پایان رساند و سپس وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و در همین رشته موفق به دریافت لیسانس گردید. آنگاه در وزارت دارایی به کار پرداخت. نیز، چندی در ادارات و مراکز دیگر، از جمله«تلویزیون ملی ایران» به عنوان سرپرست حسابداری و امور مالی کار کرد. رویایی از موسسان شرکت انتشاراتی «روزن» بود. وی با زبان فرانسه آشنایی دارد و ترجمه هایی از او در اینجا و آنجا به چاپ رسیده است.رویایی هم اکنون در تهران به سر می برد.

دفترهای شعر:

برجاده های تهی(کیهان-1340)

شعرهای دریایی(مروارید-1343)

دلتنگی ها(روزن-1347)

از دوستت دارم(روزن-1347)

شعر رویایی، عموماً شعری است عاشقانه و وصفی، منتها بسیار سرد، از لحاظ درونمایه بسیار بی رمق، و دارای افسونها و زیباییهای فنی و ساختگی و به شدت فرم گرا. شعری پاکیزه، شسته و رفته و اتوکشیده، اما به همان اندازه نیز بی خون و بی احساس. کوشش برای دست یافتن به تکنیک و فرم و زبانی ویژه، و تنها زیبا و شگفتی آفرین، درسرتاسر سروده هایش به چشم می خورد. رویایی زمانی در راس جریانی به
نام«شعرحجم» قرارگرفت که با صدوربیانه ای از سوی وی آغاز شد، اما تب آن بسیار زود فرونشست. و ماننداحمدرضا احمدی از«موج نو» جز خود اواز این جریان نیز کسی برسرپا نماند.