.

خراسان : علی‌رضا بزرگ‌وافی، شاعر و نویسنده، شهریار را شاعری تنها می‌داند؛ چراکه به گفته او شهریار هیچکس را نداشت، هیچکس توان شعر شهریار را نداشت و تنها شاعری بود که شعرش بیش از همه «نمک الهی» داشت. این شاگرد شهریار همچنین خاطراتی از استادش بازگو کرد؛ از ماجرایی در زمان کشف‌حجاب اجباری رضاخان و هنگامی که شهریار جوان غیرتی می‌شود. بزرگ‌وافی از قول شهریار، «پرهیز از گناه» را رمز ماندگاری وی دانست.به ‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، علی‌رضا بزرگ وافی، شاعر و نویسنده و از شاگردان محمدحسین شهریار است. طبق گفته خودش حدود 20 سال در محضر وی بوده‌ و برهمین اساس خاطرات و ناگفته‌های بسیاری را از او به یاد دارد و در جریان مسایل شهریار قرار داشته‌ است.

وی درباره شاعری شهریار گفت: حس شاعری شهریار از هفت یا هشت سالگی وی جلوه کرد؛ چراکه در خانواده‌ای فرهنگی و در محیطی که اشعار ترکی و فارسی بزرگان قرائت می‌شد، پرورش یافت.


وی معتقد است شهریار با مطالعه فراوان در اشعار شاعران کلاسیک چون حافظ، سعدی و فردوسی و داشتن ذکاوت و خلاقیت‌های ذهنی توانست خیلی زود خود را در صف شاعران قابل قبول قرار دهد و در این زمینه توضیح داد: این مرحله جواز ورود شهریار به جمع شعرای بزرگ همچون ملک‌الشعرای بهار و دیگران را برای او صادر کرد و او با قرائت اشعار نخستین خود در بوته نقد آنان قرار گرفت و با بهره‌گیری از هوش سرشار قدم به قدم جلو رفت تا دروازه مطبوعات عصر خود را گشوده و اشعارش را به دوستداران شعر تقدیم کند. بزرگ وافی افزود: این حرکت با اقبال مردم شعردوست روبه‌رو شد و انگیزه این شاعر جوان را بیشتر کرد و دوست دیرینه‌اش شهریار با استفاده از جو موجود و با بهره‌گیری از اهرم حمایت ملک‌الشعرا، سعید نفیسی و پژمان بختیاری و دیگران برخی از اشعار او را در مطبوعات منتشر کرد.

 

شهریار، شاعری تنها

شهریار معتقد بود از خداوند خواسته است به او طبع شعری بدهد که مورد قبول خاص و عام باشد. طبق گفته شهریار این دعا مستجاب می‌شود و خدا نمکی به شعر شهریار می‌دهد که مورد قبول همگان قرار می‌‌گیرد. در حالی‌که در آن دوران شاعران بزرگی چون ملک‌الشعرای بهار، امیری‌فیروزکوهی، پژمان بختیاری و ده‌ها شاعر مانند ایرج و عارف در عرصه شعر جولان می‌دادند و خود شهریار نیز هرگز نمی‌اندیشیده است که به این سرعت شهره خاص و عام شود.

بزرگ‌وافی گفت: بنابراین طبق گفته شهریار، این شاعر هنر ماندگاری شعرش را از پرهیز از گناه گرفته و اوج عنایت خداوند برایش سرودن شعر معروف «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را/ که به ماسوا فکندی همه سایه هما را» بوده است. وی از شهریار به عنوان شاعری تنها یاد کرد و ادامه داد: تنهایی شهریار به سه دلیل بود؛ شهریار هیچکس را نداشت، هیچکس توان شعر شهریار را نداشت و تنها شاعری بود که شعرش بیش از همه نمک الهی داشت.

این شاعر در پاسخ به پرسشی درباره تنوع موضوعی و مناسبتی اشعار شهریار توضیح داد: شهریار یک سده از تاریخ ایران را در اشعارش آورده است. او بی‌ارتباط با تاریخ ایران نبود و خودش را در برابر هر اتفاق یا مسئله‌ای مسئول می‌دانست. این مسئله سبب شده بود که حتی در اشعارش گاهی مخاطب خود را نصیحت و وظیفه‌ای را که بر دوش دارد به او یادآوری کند.

این شاعر در زمان حیات خود به شهرتش پی برد. به دلیل منظومه «حیدربابا» شهریار بخشی از بلغارستان، عراق، ترکیه، آذربایجان و بخشی از چین همگی با شعرش آشنا بودند. این منظومه به 80 زبان زنده دنیا ترجمه شده است.

 

سه شاگرد شهریار

این نویسنده درباره ویژگی‌های شخصیتی و شعری شهریار توضیح داد: شهریار همان شاعری بود که باید در کتاب‌ها به درستی نوشته شود. در حقیقت شهریار مانند یک کودک بود با روحی ساده و پاک. این روح پاک و این کودکی هرگز و حتی در سن 80 سالگی هم از شهریار جدا نشد.

وی افزود: این شاعر بدی‌ها را بد و خوبی‌ها را خوب تعبیر می‌کرد. بی‌آن‌که هیچ تعلق مادی داشته باشد. این ویژگی‌ها اثبات کننده همان تعبیر شهریار به کودک است.

بزرگ‌وافی به گفته شهریار درباره شاگردانش اشاره و تشریح کرد: طبق گفته شهریار، او تنها سه شاگرد داشت. یکی از آن‌ها هوشنگ ابتهاج بود که از کودکی و نزد شهریار شعر را فراگرفته بود. دیگری یدا... مفتون امینی بود که بعدها به دلیل بزرگی و صاحب سبک بودن این شاعر، شهریار تاکید داشت او آن‌قدر بزرگ است که نباید شاگرد شهریار خطابش کنیم.

وی یادآور شد: سومین شاگرد شهریار نیز من بوده‌ام، البته بسیاری از مکتب و شیوه کار شهریار استفاده کرده‌اند، اما شاگردان مستقیم او همین سه تن بوده‌اند. در کشوری که مهد شعر و شاعری است، این مسئله درد بزرگی به حساب می‌آید که چنین شاعری تنها سه شاگرد داشته باشد.

این شاعر در پایان افزود: شهریار یک ایرانی، مسلمان شیعه تمام عیار بود و آموزه‌هایش برگرفته از قرآن و دیوان حافظ بودند.

 

استادی که در انواع گونه ها تبحر داشت

بیست‌وهفتم شهریورماه سال‌روز درگذشت و روز بزرگداشت محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)، خالق منظومه «حیدربابا سلام»، است.سیدمحمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار سال 1286 هجری شمسی در تبریز به دنیا آمد و در سیزده‌سالگی شعرهایش با تخلص «بهجت» در مجله «ادب» به چاپ می‌‌رسید. شهریار در بهمن‌ماه سال 1299 خورشیدی به تهران سفر کرد و در مدرسه دارالفنون به تحصیل پرداخت. پس از آن بود که او تخلص شهریار را با تفأل به حافظ برای خود برگزید.شهریار در سرودن شعر فارسی و ترکی آذربایجانی ذوق و قریحه زیادی داشت. او اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمه ای از ملک‌الشعرا بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری به چاپ رساند. در سال‌های 1329 تا 1330 اثر مشهور خود، «حیدربابایه سلام» را که از مهم‌ترین آثار ادبی ترکی آذربایجانی است، سرود که تا کنون به زبان‌های مختلفی ترجمه شده است. شهریار در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و نیمایی، شعر سروده است که از جمله غزل‌های معروف او به «علی‌ ای همای رحمت» می‌توان اشاره کرد. او نسبت به حضرت علی (ع) ارادتی خاص داشت و شیفته شعرهای حافظ بود. بسیاری از شاعران شعرهایی درباره‌ شهریار و یا تقدیم به این شاعر سروده‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، مهرداد اوستا، فریدون توللی، عمران صلاحی و... اشاره کرد.