خوش خيال ترين

 

خيال كن كه جزيره كه ما از آن تو ايم

كه زرخريد ، كه تسخير رايگان تو ايم

خيال  كن كه دروغ است فعل  ناشدني

شده است و حرف مگوياي داستان تو ايم

خيال فرصت خوبي است ، خوش خيال ترين

خيال كن  كه  خدايی  و  بندگان  تو ايم

خيال نه ، كه يقين مي كن اين كرامت محض

تمام   ،   تور   تو   ،  ما   نيز   ماهيان   تو ايم

» كرم نما و  فرود آ كه خانه خانه ي توست »

تو   ميزبانی   و    ما    نيز    ميهمان    تو ايم

عجب زمانه ي مهمان كشي است ، شرم نكن

بريز  ،  تشنه ی  بي مكث   شوكران   تو ايم

 

امينه ي دريانورد ، جزيره ي قشم

توضيح : اين غزل زيبا از يك شاعر گمنام از يكي از روستاهاي دروافتاده ي جزيره ي قشم براي شما انتخاب شد . شما مي توانيد از نظر مضمون آن را با غزل هاي حافظ و استاد شهريار مقايسه كنيد .

حرفهای يک عابر : زيبا تر از اين شعر گمنامی شاعر است. شاعری از جنس ما . آدمی از روح او و انسانی همچون ديگر انسانها .