.

سعدی؛ بزرگ منادی حقوق بشر 

.

مردم سالاری : حمید خوش آیند

 به حکم عقل و خرد و به اذعان تاریخ و به گواه تجارب پر فراز و نشیب بر آمده از فکر و اندیشه جامعه بشری، سعدی شیرازی، این شاعر افسانه‌ای قلمرو بیکران زبان و ادبیات پارسی و خداوندگار نظم و نثر و نگارش و مربی بی ادعای وجدان های انسانی را می‌توان «بزرگ منادی حقوق بشر» در گستره زمان‌ها و در پهنای جهان نامید چرا که آن هنگام که برای نیاکان بشریت امروز به خصوص در دنیای فوق مدرنیته غرب که لیبرالیسم و ایده آلیسم آن چشم انسانیت امروز را کور و گوش آن را کر کرده است، جز جنگ و ستیز و برده داری و نقض ابتدایی‌ترین حقوق انسانی چیز دیگری معنا و مفهوم نداشت.

وجود آمیخته از آیات لطیف انسانی و برگ های زرین هنری و عبارات پرتشعشع و پرتلألؤ بشری و این مجسمه «عشق و عرفان» و تندیس «عدالت و معرفت و تقوا» یعنی سعدی شیرازی بود که زبان به گلایه و شکوه از گذشتگان و حال و آیندگان گشوده و با ندای بلند و طنین‌انداز و غریو سر به فلک کشیده فریاد سر می‌نهد که‌ای انسان های جاه طلب و ای مدافعان دون صفت و روباه منش مدعی صیانت از حقوق و آرمان‌ها و ارزش‌های بشری، و ای بندگان زر و زور و تزویر، و ای آنان که طفل نوپای بشریت را در پای منافع پست دنیوی و در قربانگاه حرص و آز و طمع خویشتن خویش به استعمار و استثمار و استحمار کشانیده و در حال ذبح آن هستید، و ای آنان که حقیقت خویش را چنان نمک آلود ساخته اید که دیگر تشنگی تان فرو نمی نشیند و از تشنگی در دریاها هلاک شده اید،گوش فرا دهید که با شما سخن می گویم، باشد که تلنگری گردد در وجود لبریز از شرارت و حماقت و شقاوت تان تا وجدان های فرو رفته در خواب تان بیدار و جان های سر بر آستان غفلت نهاده‌تان هشیار گردد که: «بنی آدم اعضای یکدیگرند"که در آفرینش ز یک گوهرند"چو عضوی به درد آورد روزگار"دگر عضوها را نماند قرار"تو کز محنت دیگران بی غمی"نشاید که نامت نهند آدمی».


آری مجمع بزرگ متشکل از صدها ادیب نام آور و نویسنده شهیر و اندیشمند طراز اول از اقصی نقاط جهان که چندین سال پیش در تکاپوی انتخاب عبارتی عبرت آمیز و تکان دهنده برای درج بر سر در ورودی «سازمان ملل متحد» گرد هم آمده بودند تنها این قطعه منظوم سعدی را لایق و شایسته مدخل و ورودی این سازمان مهم و بزرگ جهانی دانسته و لوح مزین و آراسته به این شعر معروف و روشنی بخش اما سلیس و روان سعدی را با انجام تشریفاتی خاص بر سر در اصلی این سازمان نهاده و آن را بیش از پیش جاودانه و ماندگار ساختند تا پند و عبرت و درس و تلنگری باشد برای وجدان های همیشه بیدار و آگاه و «خود را به خواب زده» بشریت که همه از یک تن آید و همه در هم تنیده، و تار و پودتان به هم بافته، که آرمان های مشترک تان رنج ها و آلام شما را نیز مشترک ساخته است، چرا که درد و مشقت برای یک عضو، مشقت و تنگنای عضوهای دیگر را سبب می شود مگر اینکه عدم دردآگاهی بر روح انسان حاکم شود و درد دیگران احساس نشود که در این صورت روا نیست که این موجود بری از دردآگاهی را انسان نامید و نام انسان بر او نهاد. در مورد سعدی هر چه بگوییم و هر چه بنویسیم کم گفته و کم نوشته‌ایم. زبان قاصر از وصف حال و خرد و منطق و اندیشه این انسان بزرگ منش و صاحب اثر، و قلم عاجز از نگارش تفکرات ناب و بی‌بدیل این روح نامتناهی و لایتنهاهی است که عمر خویش را با زبان و قلم ساحره اش، در راه اعتلای ارزش های ناب بشری و حراست و پاسداری از آرمان های پرعظمت انسانی صرف نموده است.

به دور از انصاف است که این انسان بزرگ و شاعر افسانه‌ای را کمتر از آنچه که بوده است نشان داده و معرفی نماییم چرا که او الگوی بشریت و یکه‌تاز میادین انسانگرایی و همنوع دوستی است. اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی است. اما سعدی کیست؟ مشرف الدین مصلح بن عبدالله متخلص به سعدی شیرازی در اوایل قرن سیزدهم میلادی در میان خاندانی از عالمان دین در شیراز ولادت یافت. در اوان جوانی به بغداد رفت و آنجا در مدرسه نظامیه که خاص شافعیان بود به تحصیل علوم ادبی و دینی همت گماشت. سپس از آنجا به عراق و شام و حجاز و آفریقا سفر نمود و در اواسط قرن سیزدهم میلادی به شیراز بازگشت و منظومه حکمی بوستان را در سال 1285 میلادی به رشته تحریر در آورد و سال بعد گلستان را در مواضع و حکم به نثر مزین آمیخته با قطعات اشعاری دل انگیز به اتمام رسانید و از آن پس قسمت عمده عمر خود را در شیراز و در خانقاه خود زیسته و به سال 1291 میلادی و به روایتی در سال 1294 میلادی دار فانی را وداع گفته و در همان خانقاه مدفون گردید. سعدی را در کنار فردوسی، حافظ، مولانا و شهریار می توان یکی از پنج شاعر بسیار بزرگ و بلامنازع ادبیات پارسی دانست.

در سخن او غزل عاشقانه آخرین حد لطافت و زیبایی را درک کرده و لطیف‌ترین و عمیق‌ترین مفاهیم و معانی در ساده‌ترین، فصیح‌ترین و کاملترین الفاظ به زبان نظم و نثر بیان شده است. در حکمت و موعظه و امثال و حکم از هر شاعر دیگر پارسی‌گوی موفق‌تر است و نثر مزین و آراسته و شیرین و جذاب او در گلستان بهترین نمونه نثرهای فصیح فارسی است. وی به سبب تقدم در نظم و نثر از قرن سیزدهم میلادی به بعد همواره مورد تقلید شاعران و نویسندگان پارسی گوی ایران و خارج بوده است.

امتیاز بزرگ سعدی در غزل عاشقانه، مثنوی اخلاقی و نثر فنی به سبک مقاله نگاری است. وی طبعی ناآرام داشت و به سیر و آفاق و انفس دیوانه‌وار متمایل بود همچنانکه خود می گوید؛

«عقل دیوانه شد از سعدی دیوانه مزاج"با پریشانی از آن بر سر حال خویشم»،

از این‌رو و در روزگار عجیب آن دوران به سفری طولانی پرداخت، آنجا که می‌گوید؛ «به اختیار ندارد سر سفر سعدی"ستم غریب نباشد ز روزگار عجیب»، و در بغداد و شام و حجاز و تا شمال آفریقا و روم سیاحت نمود و با طبقات مختلف مردم از نژادهای گوناگون آمیزش کرد و در نهایت پس از سفری طولانی و پر رمز و راز، با جهانی از تجربه و دانش به شیراز بازگشت و تا ابدیت در آنجا آرام گرفت. «گر ز من یاد آوری بنویس آنجا قطعه ای"سعدیا آن گفته های آبدارت خیر باد». . . ,,,,,