چشمان پر حسرت ،

گيسوان پريشان ،

لبهاي لرزان ،

سردستگان چلاق جاده هاي سرعت ،

گوش هايي كه از شنيدن عاجزند ،

شاخه هاي پوسيده بريده شده ،

كوهساران بي نغمه ،

چشمه ساران بي سرچشمه ،

نخجيرگاهان بي شكار ،

اجاق هاي بي آتش ،

مرده هايي كه لايق حياتند ،

و زنده هايي كه مرگ حق آنهاست .

 

سروده رسول رضا ، ترجمه : مرتضي مجدفر

 

بدری ( همنشين دل ) : اين روزها همه چيزمان رنگ مرگ گرفته . حتی شعرمان . اين طبيعی ا ست . به اميد روزهای بهتر...