یک شعر از حامد رحمتی

حامد رحمتی:

از پشتِ پنجره
به خیابان خیره می‌شوم
گربه‌ای
که روی دیوار راه می‌رود
تعادلِ آسمان را می‌سنجد

شاخه‌ای که مسیر باد را
حدس می‌زند
چقدر راحت می‌شکند!
و ماه در کدام گودال
خاموش خواهد شد؟

شب را به خانه آورده‌ام
شیر آب چکه می‌کند هنوز
و عقربه‌های ساعت
دلتنگی مرا نشان می‌دهند.