چراغ ما (( شاعر : استاد حمید سبزوارى ))

اى باغبان که از تو صفا یافت باغ ما

دور از رخت خموش مبادا چراغ ما

ز آنجا که نقش همت ذوق آفرین توست

آلاله اى فسرده نگردد به باغ ما

یادت به خیر باد که پروانه هاى عشق

گیرند با هواى تو هر سو سراغ ما

ممنونم از کرامت ساقى که ساقه ها

از کف نمى نهند به بستان باغ ما

چون سرو , سرفراز و چو گل , لب شکفته اى

((هر چند خار غم دمد از باغ و راغ ما))

ما مست شورشیم ز صهباى میفروش

گو مدعى به خواب ببیند فراغ ما

پرورده کنار توایم اى امام اگر

تاب قصور و حور ندارد دماغ ما

ما لاله هاى زاده به داغیم و این چمن

سرخ است جاودانه , که گرم است داغ ما