.

سکوت!هرچه که فرموده ای جواب بس است
  برای سفره خالی دگر سراب بس است
«هزار وعده خوبان یکی وفا نکند»
  چو گشته وعده مان نان خشک و آب، بس است
زدور بوی خوشی می رسید اگر، افسوس
  زداغ کردنمان بود پس کباب بس است!
کمر شده پرانتز بسته، شکم پرانتز باز
  چگونه بین پرانتز کنم عتاب؟بس است
چو از جماعت گنجشک روزی ام امروز
  پریدن طرف کرکس و عقاب بس است
شعارهای قشنگی که بود، پایان یافت
  دوباره گفتن اشعار بی حساب بس است
سکوت! هرچه شنیدیم قصه بود و گذشت
  برای این دل بیچاره پیچ و تاب بس است

 

مردم سالاری : محمد حسین روانبخش