.

هرچقدر به فصل بهار نزدیک و نزدیک‌تر می‌شویم طبع شاعرانه برادران و خواهران مسئول ما بیشتر گل می‌کند و به بار می‌نشیند. این روزها علاوه بر برادر حداد عادل، کاظم دلخوش، مصطفی کواکبیان و ... آتشفشان شعر برادر مجتبی رحماندوست هم فوران کرد و درباره برکناری خود از مشاورت آقای رئیس جمهور شعری سرود که به شرح زیر است:
فاش سخن گویم و شادم از آن
گشت رها شانه ز بار گران
بند زبال و پر من باز شد
وقت خودآرایی و پرواز شد
یک توضیح:
بیت اول این شعر سالهای سال پیش توسط شاعری معلوم الحال به اسم حافظ شیرازی به سرقت رفته و ایشان بدون رعایت حق کپی رایت سروده‌اند: «فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم»
البته صاحبنظران و محققان عرصه شعر و ادب، نیک می‌دانند این مصراع ضعیف حافظ ابدا با مصراع قدرتمند برادر مجتبی قابل قیاس نیست و مصداق بارز ضرب المثل پای مور، نزد سلیمان بردن است.
توضیح واضحات: برادر مجتبی رحماندوست یک برادر گرانمایه‌ای به نام مصطفی رحماندوست دارد که شعر «مثل غنچه بود آن روز» را سروده اما حافظ شیرازی برادری به نام «مصطفی رحماندوست» ندارد که شعر «مثل غنچه بود آن روز» را سروده
باشد.
شرح لغات مشکل:
فاش= آشکار، رازی که از پرده بیرون می‌افتد. در فرهنگ دهخدا به سخنانی افشاگرانه گفته می‌شود که مسئولان پس از عزل و اخراج به زبان می‌آورند.
گشت رها= معنای این ترکیب در فرهنگ لغات نیامده اما گمان می‌رود به یک نوع «گشت» اطلاق می‌شود که به «گشت عفاف» ارتباطی ندارد.
بند= مسئولیت سنگین- آنچه که به زور و اجبار به آدمی تحمیل شود و به رغم میل باطنی حکم مشاور رئیس جمهور برای ایشان صادر شود.
خودآرایی= مشاطه گری- انواع آرایش اعم از مانیکور، پدیکور، کاشت ناخن، فرمژه، اپیلاسیون و غیره
پرواز= نوعی صعود ناکام که معمولا با توپولف و بوئینگ 727 صورت می‌گیرد.
تفسیر شعر= مراد از این بیت آن است که اگر دیگی برای من نجوشد بهتر است دیگران هم در آن کله و پاچه میل نمایند! . . . ( سیاست روز )